دیدن فیلمی از برگمان فقید با عنوان the face برای شروع هفته فکر می کنم خیلی خوب بود یادم باشد پرونده ای برای برگمان در وقتی مناسب تدارک ببینم اما فعلا همین بس که این فیلم نیز مانند دیگر کارهای این کارگردان سوئدی به ایمان به خدا و مرگ می پرداخت و جزء آثار شاهکار برگمان نیست اما دیدن آن خالی از لطف نیست که می خواهد مدام ذهن تماشگر را به چالش بکشاند که آیا سحر و جادو ونیرو های خارق العاده بین مردم عادی وجود دارد و یا اینکه این ها همه کذب است و در برابر قدرت خدا همه تسلیم به مرگ هستیم جالب اینجاست که خود کارگردان مستقیما در پایان فیلم نتیجه گیری می کند و حکم به قدرت لایتناهی خدا میدهد و همه کار های خارق العاده گروه نمایش موجود در شهر را تردستی و حیله عنوان میکند تا یک چیز دیگر را مانند دیگر فیلم هایش یادآوری کند ایمان قوی به خدای یگانه.
فیلم دومی که دیدم : kingdom یا قلمرو پادشاهی به کارگردانی پیتر برگ و بازی جیمی فاکس اسکار گرفته بود که وقایع آن در سال 2004 در کشور عربستان می گذرد . با این که تمام صحنه های فیلم و حتی پایان آن قابل پیش بینی است اما نمی دانم هنوز فیلم ذهن مرا قلقلک می دهد . داستان فیلم درباره یکی از گروه های تروریستی عرب به سر کردگی ابو حمزه یکی از یاران وفادار بن لادن است می باشد که این گروه ثروتمند و بشدت مذهبی بعد 11 سپتامبر طی عملیاتی تروریستی شهرک نشینان آمریکایی شرکت نفت عربستان را در خاک عربستان با بمب گذاری و انتحار میکشند . سپس ماموران اطلاعات آمریکا علی رغم مخالفت های دولت سلطنتی عربستان بالاخره اجازه می یابند به سرپرستی جیمی فاکس با گروهی 4 نفره وارد عربستان میشوند تا عاملین را شناسایی و دستگیر کنندکه در آخر موفق به انجام این کار می شوند اما پیتر برگ انگلیسی تبار در این فیلم خواسته در جایگاهی بی طرفانه قرار بگیرد و با بیان دیدگاه های مسلمانان و آمریکایی های دموکراسی خواه همه چیز را به تماشاگر واگذار کند تا نوید بخش صلحی پایدار در منطقه باشد در لابلای فیلم و بخصوص تیتراژ ابتدایی که به نظر تحمیلی می آید ارجاعات و اشاراتی به ایران نیز می شود و برای مخاطب ایرانی که به نوعی در تضاد و مخالفت با گروه القاعده و سلطنت عربستان قرار دارد بسیار جالب است و من هنوز نتوانسته ام در این فیلم جانب کسی را بگیرم اما چیزی که واضح است این بار نیز هالیوود از قدرت رسانه ای خود به نحو احسن استفاده می کند تا معادلات جهانی را به نفع دموکراسی آمریکایی رقم بزند.
با دیدن این فیلم نا خود آگاه به یاد فیلم عظیم قلمرو بهشت به کارگردانی ریدلی اسکات می افتم . فیلم مهجور مانده ای که در سال۲۰۰۵ ساخت و به جنگ مسلمانان و مسیحیان طی 1000 سال در اورشلیم یا بیت المقدس می پردازد به نظر من این فیلم تا حدودی توانسته بی طرفانه جوانب امر را به نمایش بگذارد و شاید همین امر باعث شد تا هالیوود و جشنواره ها که به نوعی در سیطره امپریالیسم جهانی هستند این فیلم با شکوه را تحویل نگیرند. هنوز هم جمله پایانی فیلم بعد از گذشت سالها از یادم نرفته است که راوی می گوید :
(بعد از گذشت قرن ها و خونریزی های فراوان میان اقوام و مذاهب مختلف بیت المقدس هنوز روی آرامش را ندیده است.)
به سروران عزیزم توصیه می کنم که این دو فیلم را حتما ببینند. در نوشته های بعدی به فیلم های جشنواره فجر26 و حواشی آن به امید خدا خواهم پرداخت.
قصه از کجا شروع شد:
1- دوست گیلانی و عزیزم مازیار زنگ زد و گفت بهمراه پروانه معصومی و تنی چند از دوستداران محیط زیست برای بازدید به تالاب انزلی و مناطق اطراف رفته بودیم. قرار شد فیلم غریبه و مه استاد بیضایی با بازی دست نیافتنی پروانه معصومی را برایش بفرستم.
2- دو روز بعد... پروانه معصومی بانوی محجوب سینمای ایران مهمان برنامه دو قدم مانده به صبح کانال 4 تلویزیون شد.
3- نکوداشت پروانه معصومی در تالار بزرگ کشور با انبوه مدعوین با سردی تمام برگزار شد شاید
سرمای هوا به مراسم هم سرایت کرده بود شاید...


در ستایش او
آن هنگام که رگبار موج نوی سینمای ایران شروع به باریدن کرد و قرار شد تصاویری دیگر از زن ایرانی جایگزین معجون گذشته شود ... یکی از قطرات درشت این رگبار پروانه معصومی بود. او خط روی دیوار را گرفت و سفر به اعماق مه را آغاز کرد تا غریبه را عاشق کند... صدای کلاغ از روی شاخه های خزان زده نوید تولد یک ستاره را میداد. پروانه خانم سال ها بعد بوی گل های داوودی را در همه جا گستراند تا سال ها در سینمای گلخانه ای آن زمان مادری دلسوز باشد . مادری به وسعت همه ایران برای روزگار ملودرام های دم دستی... حتی برای بانوی رگبار ایران.
مصاحبه ای که در زیر آمده در 5 فروردین 1386 در مزرعه خانم معصومی و همسرش در نزدیکی صومعه سرا انجام شده است و اولین بار در سایت گیلانیان و بعد ها در چند روزنامه و مجله به چاپ رسید اما متن کامل را ملاحظه بفرمایید.

گفت و گویی با پروانه معصومی بازیگر سینما و تئاتر و تلویزیون :
رگبار یك شانس بزرگ در زندگی من بود
مصاحبه پروانه معصومی در ادامه مطلب