تبليغاتX
دغدغه های من

روح الله عباسپور

 

تمام سهم ما از انتخابات

 

برای مردی که به ما اعتماد به نفس و امید به فردا هدیه داد

 

دوم دبیرستان که بودیم مردی بلند قامت و چهار شانه وارد کلاس شد همه فکر می کردیم ناظم جدید است اما او به ما معارف اسلامی و قرآن تدریس می کرد او بر خلاف معلم هایی بود که این دروس را تدریس می کردند زیرا همیشه لبخند می زد و کلاسی با طراوات داشت و هیچ وقت به یاد ندارم کلاس های عمومی این چنین با نشاط برگزار شود و با استقبال مواجه شود. بچه ها به نوعی با کلاس های معارف خو گرفته بودند . او علاوه بر این که به ما تجوید و ترتیل یاد می داد درس زندگی هم به ما می آموخت به همین دلیل نسل ما به این معلم اخلاق خیلی مدیون است.

سال ها گذشت و ما وارد دانشگاه شدیم تا این که معلم اخلاق خود را در زمان انتخابات میان دورهای مجلس 7 در جلسه پرسش و پاسخ آقای نصری با دانشجویان ملاقات کردیم در زمانی که اکثر دانشجویان سر خورده از خط و ربط ها بودند روح الله عباسپور (که رئیس ستاد نصری بود وآن موقع که بالطبع استانداری در کار نبود) مثل پدری دلسوز و معلمی فداکار تخم امید را در دل شاگردان سابقش کاشت و او بود که اعتماد به نفس را به من ودوستان دیگر هدیه داد. هنوز هم مهندس خطاب نمودنش را بیاد دارم که شور و نشاطی میان ما به راه می انداخت. عباسپور گرم و صمیمی بود و ابائی از بیان خاطرات تلخ و شیرین زندگی و سرگذشت احوالش نداشت و به نوعی با حرف هایش ستون ، ستاد مردمی نصری را بنا نهاده بودو البته بدرستی مدیریت میکرد چون در دانشگاه نیز مدیریت خوانده است. او از دوران جوانیش می گفت ، از سختی هایی که در منطقه بوئین زهرا به او رفته است ،از دوران جنگ تحمیلی و شهادت برادرش ، و نگاه مادری که چشم به راه روح الله و برادرانش می ماند و هر لحظه اخبار تلویزیون را دنبال میکرد ...

بله روح الله جانباز شد و به خانه برگشت تا تکیه گاه کمر خمیده مادر باشد و شاید این را مردم زیادی نمیدانند، اما من میگویم تا همگان بدانند و پیش خودشان قضاوت کنند، ادامه تحصیل و اداره منزل و سپس جذب آموزش و پرورش شد تا نسل ها مدیون او شوند مگر نه اینکه معلمی شغل انبیاست .

در طی 20 سالی که اتفاقات زیادی بر کشور گذشت و باد های موسمی از جهات و جناح های مختلف وزید، روح الله عباسپور تا کنون فقط یک خط را دنبال کرده است و همه میدانیم که چیست و همیشه از تجمل گرایی و میز و پست ومقام بدور بوده است(نگاهی به گذشته و حافظه تاریخی بیانگر این مطلب است).

اما همیشه سعی کرده گوشه ای از گره کار مردم را در حد توان خود باز کند.

بله رئیس ستاد آقای نصری که چندی بعد استاندار شدند بعد از این قضایا به کناری رفت تا باز هم با تدریس ،درس زندگی و مردانگی به بچه های ایران زمین بدهد. اما در آستانه ی انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا و خبرگان رهبری و در حالی که بحران های کارگری به اوج خود رسیده بود چه کسی بهتر از عباسپور می توانست این کشتی را به ساحل آرامش رهنمون کندو فرمانداری البرز (بزگترین و صنعتی ترین شهر استان )به او سپرده شد تا خدمت صادقانه 12 ماهه او در فرمانداری البرز گواهی براین ادعا باشد. سپس در حالی که خیلی ها آرزوی پوشیدن خرقه ی فرمانداری البرز را داشتند، طبق قانون از فرمانداری استعفا داد تا این بار در کسوت کاندیداتوری مجلس بتواند به مردم دیارش خدمت کند و ما این بار به احترام او می ایستیم و کلاه از سر بر می داریم و برایش آرزوی موفقیت می کنیم. مردی که بیش از گذشته به آینده امیدوار است و این امید را به همه هدیه می دهد حتی به کسانی که او را دوست ندارند.

+ نوشته شده در دوشنبه 22 بهمن1386ساعت 9:33 بعد از ظهر توسط ایمان حیاتی |