اینجانب سید ایمان حیاتی متولد ماه تیر در قزوین.مهندس نقشه برداری .فیلمساز مستند و کوتاه.عکاسی برای نشریات و البته دل خودم. مدتی هم میشود که در روزنامه ها و هفته نامه ها مطالب هنری،فرهنگی و اجتماعی می نویسم. که همه این ها چیزی نیست جز یک قدم نزدیک شدن به خود یعنی خودشناسی که به گفته مولایمان علی (ع) بالاترین شناخت ها است . یا حق
·شايد ديگران شايسته بخشش تو نباشند، اما مطمئناً تو شايسته آرامش هستی!
·ياد گرفتم که :
·1- با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنياي احمقانه خويش خوشبخت زندگي کند.
·2- با وقيح جدل نکنم چون چيزي براي از دست دادن ندارد و روحم را تباه مي کند .
·3- از حسود دوري کنم چون حتي اگر دنيا را هم به او تقديم کنم باز هم از من بيزار خواهد بود .
·4- تنهايي را به بودن در جمعي که به آن تعلق ندارم ترجيح دهم.
·چند وقتی نبودم مطلب می نوشتم ولی در وبلاگ قرار نمی دادم شاید بخاطر بی حوصلگی و خستگی روز های پایانی سال باشد شایدم بدلیل محافظه کاری، خود سانسوری میکردم که بنظرم لازم بود.
·قرار بود که از فیلم های جشنواره فجر بنویسم که به همین بسنده میکنم که امسال جشنواره فیلم های متوسط بود و شاهد فیلم شاخصی نبودم .
·می خواستم از انتخابات مجلس هشتم بنویسم چون در بطن حوادث و اتفاقات بودم که بنا به ملاحظات و ترافیک کاریم این امر هم میسر نشد اما خدا را شکر به لطف خدا و مردم فیلم تبلیغاتی یکی از کاندیداها را که به مجلس هم راه یافت را ساختم که ازاین بابت خیلی خوشحالم ( حتما می دانید که کدام نماینده را می گویم).
·خیلی خسته ام و شمال کشور، کنار دریا را برای جوجه کباب خوردن انتخاب کرده ام خدا قبول کند.
·در نبود من جا دارد از همه دوستان که در این مدت با پیام و نظر و تلفن جویای احوال بنده بودند و تبریک عید گفتند و مرا ترغیب به نوشتن در وبلاگم نمودند تشکر نمایم . آرزوی سالی همراه سلامتی و شادکامی را برای همه دارم... اما در میان این پیام ها یکی خیلی برام جالب بود و هنوز در ذهنم هست : (حالمان از این اصولگرایی بهم می خورد) با مزه است این مطلب ادامه ای هم داشت که می تواند جواب های زیادی در بر داشته باشد شاید به خاطر این است که نیروهای اصولگرا همیشه در ارتباط برقرار کردن با توده مردم مشکل دارند بخصوص با قشر جوان جامعه و شاید هم اصولگرایان لیدر های نخبه و توانایی بصورت مستمر نداشته اند و دیگر اینکه اکثر اساتید جاذب و به روزدر دانشگاه ها اصولگرا نیستند که شاید روزیجواب مفصلی به این دوست در فرصت مقتضی بدهم.
·این روزها دارم گفته ی معلم شهید را گوش می کنم که میگفت ( بخوان و بخوان و بخوان) و البته تو این مدت تا دلتون بخواد فیلم دیدم . با خودم یکسری ویژه نامه بردم که انصافا ویژه نامه های عید نشریات استانی(یعنی تابان،ولایت،حدیث) یک سر و گردن حتی از ویژه نامه های سراسری با آن همه بودجه و اعضای تحریریه هم بالاتر بود بخصوص ویژه نامه حدیث که الحق و الانصاف شب های ما را به صبح گره زد با تمام تضاد های فکری من با بچه های حدیث انصافا کارشان ستودنی است. اما نقطهمشترک همه ویژه نامه ها سید عبدالعظیم موسوی بود که به گفته خودش واقعا رییس جمهور ولایت است.
·در ضمن با تشکر از تلاش های علیرضا خدابخش در فضای مجازی که به من در صرفه جویی وقت کمک زیادی کرده است که این روزها لینک هایش طعم ازدواج میدهد.
·دیگر می ماند تشکر از همه شما ببخشید مطلبم خیلی آشفته و مغشوش شد و این به ذهنیات این روز های من برمی گردد.
·“ابتدا تو را ناديده ميگيرند، سپس مسخره ات ميکنند و بعد با تو می جنگند.ولی در نهايت پيروزی از آن توست” م. گاندی
+
نوشته شده در چهارشنبه 7 فروردین1387ساعت 3:0 بعد از ظهر توسط ایمان حیاتی
|