
گزارش های جهانگردان مختلف با هر دین و مسلکی از استقرار گروه های مختلف مسیحیان- از جمله ارامنه- در قزوین و بعضی از نقاط روستایی پیرامون آن حکایت دارد که پیشینه اش به نخستین سال های قرن 17 میلادی برمی گردد.آنان دارای گورستان های جداگانه و نمازخانه و کلیسای مخصوص به خود بوده و با آزادی در کنار مسلمانان زندگی می کرده اند که بعضا به حرفه های بازرگانی و صنعتی و رستوران داری اشتغال داشته اند. بررسی اسناد موجود نشان می دهد در سالهای پایانی قرن 19 میلادی ارامنه قزوین از هیئت مدیره ، و دبستان مستقلی برخوردار بوده اند. و این در حالی است که قبرستانی بنام فبرستان ارمنی ها که در میان عوام رایج بود امروزه به جولانگاه ساختمان ساز ها تبدیل شده است.برایم جالب بود برای کاری به این محل مراجعه نمودم و متوجه شدم محلی که در روزگاری نقطه ی پرت شهر محسوب می شد امروزه و با گسترش شهر به یکی از بهترین محل های قزوین بدل شده است به طوری که زمین در این منطقه بین 1 میلیون تا 1.5 میلیون (فقط زمین را عرض میکنم ) معامله میشود و کار به همین جا ختم نمی شود بلکه تملک زمین های این منطقه که مشرف به برج تجارت قزوین نیز میباشد در داخل گورستان هم راه پیدا کرده است و ساخت و ساز انجام میشود و باعث شگفتی من شد؛ البته زیاد در این مورد تحقیق نکردم اما میدانم برای ما مسلمانان شیعه بعد از گذشت 30 سال از زمان فوت میتوان قبر را فروخت و یا اجازه دفن در همان گور را به دیگری داد ولی در مورد مسیحیان اطلاع زیادی ندارم و جالب است بدانید تاریخ فوت تعدادی از سنگ قبرها به دهه 70 میلادی برمیگشت.نمیدانم شاید یک روزی شاهد این باشیم که نوبلی (قدیمی ترین قبرستان قزوین است) خودمان که امروزه آخر هفته ها مکانی برای تفریح مردم شده است تخریب شود و دو تا برج به جای آن سبز شود.یاد حرف دوست همراهم در گورستان ارمنی ها میفتم که میگفت خانه های اینجا عجب فضای سرد و خوفی دارد آیا تو حاضری در اینجا زندگی کنی ؟ واقعا نمیدانم چه بگویم هنوزم ذهنم مشغول است و به دنبال جواب قانع کننده ای برای خودم هستم.شاید در بحبوحه بازار مسکن باید خدا را برای داشتن یک چاردیواری شکر کنم و کمی افسوس بخورم به حال خودمان.در ادامه عکس هایی که با گوشی موبایل انداختم را به تماشا بنشینید...