آقای همسایه هر وقت از خانه بیرون میرود بوی ادکلنش راهرو را پر میکند،آقای همسایه یک دختر و یک پسر دارد درست مثل خانواده ما،پدرم 30 سال است ساعت 7.5 صبح از خانه خارج میشود،آقای همسایه هر وقت عشقش بکشد میرود سر کار امااز 9.5 صبح زودتر نیست ،پدرم ساعت 7.5 شب به خانه میرسد ،آقای همسایه ساعت 2 ظهر برای نهار می آید خانه کنار زن وبچه هایش و دوباره 6 بعدظهر میرود سر کار تا آفتاب به پوستش آسیبی نرساند.پدرم وقتی میآید خانه خسته است و بوی لاستیک و تیوپ میدهد ،پدرم مهندس است و در یک کارخانه موتورسیکلت سازی کار میکند.آقای همسایه قبل از ساعت 10 شب به خانه میآید تا سریال های شبانه اش را با تخمه کدو تماشا کند.آقای همسایه دلال نمایشگاه اتومبیل است.آقای همسایه عید نوروز تایلند بود و دوباره قصد سفر دارد البته مجردی و سر این موضوع هر شب با همسرش جر و بحث دارند . آقای همسایه همیشه ماشین هایی را که میآورد در پیلوت و زیر سایه میشورد آن هم با چه فشار آبی؛به او میگویم کشور با کمبود آب مواجه است ، میخندد.آقای همسایه عادت ندارد لامپ های سر در کوچه و پیلوت را پشت سرش خاموش کند ،به او میگویم مگر کمبود برق و خاموشی ها را نمیبینی پس برادر یک خورده رعایت کن باز هم لبخند میزند و احوالپرسی میکند.پسرش اول دبیرستان است و کوچه پایینی یواشکی سیگار میکشد این را خودم دیدم پسرش حول شد و آمد جلو به من گفت میخواهم بزنم رشته ریاضی فیزیک و میخواهم خلبان شوم.توی دلم گفتم بیچاره دانشگاه شهید ستاری. چند روز پیش آقای همسایه پژو 206 معامله کرد و خیلی شاد بود و خرسند از سود فراوانی که از بنده خدایی برده است. آقای همسایه دیشب پیتزا سفارش داد و کمی زودتر به خانه آمد تا قسمت آخر سریال سه در چهار را ببیند .اما چندی بعد گزارشاتی از سوی مادر خانه به آقای همسایه رسید که موجب شد آفای همسایه دخترش را بد جور کتک بزند و او را در اتاق حبس کرد تا از دیدن سریال محروم شود !
آقای همسایه پول نزولی هم میدهد ؛آقای همسایه بوی ادکلن های خوشبو میدهد ؛آقای همسایه هفته دیگر عازم ایتالیاست ؛خداحافظ آقای همسایه دیپلم ردی تجربی ،سلام ایتالیا .