تبليغاتX
دغدغه های من

1-  این اولین پست بنده در سال 1388،سال اصلاح الگوی مصرف است. شاید بگوئید چرا این قدر دیر؟ حقیقتش این است که به دنبال یک حول حالنا الی احسن الحال در خود بودم البته نه از آن حول حالناهایی که گردش های 360 درجه ای بهمراه دارد بلکه تغییر حالی در جهت قرب الهی و یک قدم نزدیک تر شدن به معبود و تکامل خویش تا ببنیم در آینده چه پیش می آید که امیدوارم قضا و قدر بر ما روی خوش نشان دهد.

2-خدا را شاکرم که وبلاگم بعد از گذشت 15 ماه از زمان راه اندازی به جایگاهی رسیده است که مخاطبان خود (خواه مخالف و خواه موافق)را بدست آورده است و در مدت قریب به یک ماهی که پستی ننوشتم ،وبلاگ بازدید کننده خوبی داشته است. در هر صورت وبلاگ دغدغه های من ،امسال در کنار تحلیل ها و نقدهای هنری و اجتماعی،نیم نگاهی هم به پوشش خبرهای داغ روز اعم از اخبار بین الملل ، کشوری و استان قزوین خواهد داشت و سعی دارم با موجز نویسی که الان دیگر یک اصل در نوشتن است مخاطب بی حوصله این رزوها ،خسته نشود. در ضمن قصد دارم در کنار هر پست با هر موضوع  و محتوایی گریزی نوستالژیک به فیلم یا دیالوگی ماندگار از فیلمی داشته باشم.

3-هفته اول فروردین ماه در قزوین عزیزمان بودم و بیشتر وقتم به گشت و گذار و قزوین نوردی و صله ارحام سپری شد که خاطرات نابی را برایم رقم زد. نمیدانم شما هم این حس را داشته اید که در یک روز وسط هفته و در ساعت پیک شلوغی در خیابان  پر ازدحامی در قزوین قدم بزنید،بدون آن که صدای همهمه شهر و بوق ماشین ها آرامشت را به هم بزنند.چه حال خوبی داشتم وقتی از بازار قزوین پیاده تا سر پل طالقانی آمدم و همه خریدهایم را انجام دادم و به همه کارهایم رسیدم و با دیدن سینما مهتاب بازسازی شده بیشتر خوشحال شدم. ای کاش قزوین همیشه این گونه باشد،آرام و متین.

4- هنگام تماشای بازی فوتبال ایران و عربستان شمال کشور بودم. عجب بازی تلخی بود،تلخی آن هنوز زیر زبانم است. به واقع اگر ساحل زیبای زیباکنار در آن شب تلخ نبود از این تحقیر شدن آرام نمی شدم.عجب حکایتی دارد فوتبال ایران وقتی دمل های چرکین سر باز می کنند . عجب حکایتی  داشت مهران مدیری در سریال مرد دو هزار چهره از پشت پرده فوتبال ایران و دهها عجب و تعجب فوتبالی دیگر!

5-قصد نصیحت یا توصیه  به کسی ندارم اما ما قزوینیها چه آنهایی که در تعطیلات نوروز به زادگاه خود می روند تا خیابان های قزوین کمی نفس بکشد(بالاخره این بزرگواران در این شهر و استان زندگی و امرار و معاش میکنند)و چه آنهایی که خود را قزوینی الاصل می دانند تا چه میزان قدر سرمایه های انسانی خود را می دانند. در یزد که بودم با قاطعیت عرض میکنم همه مغازه های شهر و بازار یزد با هر مسلک و گرایش سیاسی عکس سید محمد خاتمی رییس جمهور پیشین ایران را به دیوار زده بودند. مردم بندر انزلی هم تصاویر سیروس قایقران کاپیتان اسبق تیم ملی فوتبال ایران را بر در و دیوار چسبانده بودند.آیا ما قزوینی ها تصاویری از شهیدان رجایی و بابایی و یا سید آزادگان و یا شهید ثالث، دهخدا ، نسیم شمال و... بر سر در مغازه ها و یا دیوارهای شهر نصب کرده ایم.تا حداقل ظواهر امر را حفظ کرده باشیم

6- انتخابات را همیشه دوست داشته ام و با فرا رسیدن زمان هر انتخاباتی در کشور شور و هیجانی در وجودم حاصل می شود که پر از تجربه های گران مایه برایم است.به نظر می آید انتخابات ریاست جمهوری دهم امسال،انتخابات جانانه ای است و می خواهم از این انتخابات به انتخابات آخرالزمان تعبیر نمایم. صف کشی های جناح راست و چپ هر روز جالب تر می شود. ستادهای انتخاباتی هر رزو فعال تر می شوند و بعید است این روزها در یک جمعی قرار بگیری و صحبت از انتخابات نشود. بایستی قدر این انتخابات را بدانیم و در هر چه سالم تر برگزار شدن آن همت نمائیم. دراین باره بیشتر خواهم نوشت تا بعد...

7-(آدم باش،مسلمون باش،آدم باش،یهودی باش...آدم باش،هر چی که میخوای باش)

دیالوگ فیلم "سرب" ساخته مسعود کیمیایی

این دیالوگ را نوری با بازی مرحوم هادی اسلامی خطاب به دانیال زمانی با بازی امین تارخ که می خواهد او را به دادگاه ببرد،می گوید.

+ نوشته شده در یکشنبه 6 اردیبهشت1388ساعت 11:32 بعد از ظهر توسط ایمان حیاتی |