دیروز در مسجد ... بعد از نماز مغرب و عشا اتفاق جالبی افتاد که صدای روحانی مسجد را درآورد. قضیه از این قرار است که روحانی مراسم، ۱۰ شبی در مسجد ... سخنرانی دارد.در سه شب گذشته مردم استقبال خوبی از سخنرانی حاج آقا داشته اند اما به یکباره در روز شنبه همین که مردم نماز مغرب و عشا را خواندند،سریع از جای برخاستند و مسجد را ترک کردند؛این اتفاق برای حاج آقا تعجب برانگیز بود و از پشت تریبون گفت:(حتما مردم می روند تا در ستادهای انتخاباتی مشغول شوند و با شناختی که بنده از مردم دارم حتما خود را به برنامه تلویزیونی حاج محسن می رسانند) اما در همین اثنا یکی از پیرمردها که کفش بدست به سرعت با کمر خمیده از مجلس خارج می شد گفت:(حاج آقا جومونگ دارد). روحانی مجلس نیز بالای منبر دست بر سر خود گذاشت و با لحنی گلایه آمیز، خطاب به اندک حاضرین که به تعداد انگشتان دو دست هم نمی رسیدند گفت:(ببنید کارمان به کجا رسیده که درس اخلاق و ایثار و جوانمردی را از جومونگ لامذهب می آموزیم).