تبليغاتX
دغدغه های من

1-در مورد فیلم تبلیغاتی کروبی می توان به چند واژه اشاره کرد،انتحار،خط شکنی،کرباسچی و دیگر هیچ

2-فیلم تبلیغاتی محس رضایی ،هنری و جذاب اما بی مغز بود.فیلم با تمام جذابیت های هنری سمعی و بصری اما پر از تناقض گویی بود؛البته می خواستم در مورد این فیلم این گونه شروع کنم"از سبزوار تا آقا محسن".

3-از میان چهار فیلم تبلیغاتی اول کاندیداها،فیلم احمدی نژاد و میرحسین موسوی به دنبال بیان فتح الفتوحات و خودنمایی بودند و فیلم های کروبی و رضایی به ارائه برنامه ها و راهکارهای اجرایی برنامه هایشان پرداختند

4-مناظره کروبی و رضایی دو کاندیدای با برنامه این دوره از انتخابات در محیطی صمیمی و بدون چالش انجام شد تا این دو کاندیدا شب آرامی را پشت سر بگذارند. کروبی و تیم همراهش گویی رگ خواب محسن رضایی را پیدا کرده بودند و رضایی غرق شعف بود،وقتی کروبی به تایید صحبت های او می پرداخت.هر چند که رضایی در ابتدای برنامه،متلک هایی را روانه کروبی نمود اما کروبی بی پروا به نوعی از پاسخ دادن طفره رفت تا جلسه را از آن خود کند و در پایان ،هر دو دست در دست هم کمی به دولت نهم تاختند تا رسالت خود را انجام داده باشند.

+ نوشته شده در پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 9:57 قبل از ظهر توسط ایمان حیاتی |

فیلم اول تبلیغاتی میر حسین موسوی که توسط فیلمسازان برجسته ایران ، یعنی مجید مجیدی و رضا میر کریمی ساخته شد ،فیلم خوش ساختی بود.در واقع دراین فیلم از تمام نقاط قوت کارنامه و زندگی میرحسین سود برده بودند و فیلم، تماشاگر را شوکه می کرد.اکثر مردم منتظر بودند تا فیلمی ببینند که فقط با تکیه بر دختران و پسران سبز پوش به جذب آرای خاموش جامعه بپردازد اما نه تنها ما صحنه ای از نمای نزدیک این جوانان ندیدیم بلکه کارگردان به سمت ارزش هایی چون بازخوانی پرونده دفاع مقدس و ادای دین موسوی به رزمندگان آن دوران و قرابت خود با امام (ره) و مقام معظم رهبری رفت.به طوری که تداعی کننده خاطرات همبستگی و وحدت دهه 60 بود؛به واقع کارگردان به هدف خود در این باره رسید. دوربین سعی می کرد به میر حسین نزدیک شود و با او خلوت کند اما نمی دانم میر حسین که اهل هنر است از دوربین فرار می کرد و یک جورهایی معذب بود؛نمود عینی این صحبت هایم زمانی ست که میر حسین در اتوبوس نشسته و به بیرون نگاه می کند و نگاه خود را از دوربین می دزدد.میر حسین در این فیلم چهره ای مظلوم ،ساکت و منطقی از خود به نمایش گذاشت اما در کل عکس العملهای خوبی از خود نشان نداد،بعبارتی در صحنه هایی که فیلم به اوج می رسید نظیر حضور آن جانباز دفاع مقدس در سالن سخنرانی و یا آنجایی که حضار برایش سوت و کف می زدند،میر حسین خیلی خنثی بود و رفتار و کنش هایش یک خط را سیر می نمود.مثلا اگر احمدی نژاد در این صحنه ها حضور داشت،صحنه را بسان یک بازیگر از آن می خورد یا مثلا آن صحنه ای که مادری به داخل اتوبوس آمد( و از صبح تا بحال پیامک هایی مبنی بر بازیگر تئاتر بودن این خانم برای مردم ارسال می شود) میر حسین نتوانست در این صحنه خودی نشان دهد،نه حرفی و نه نگاه معنی داری ، او زیادی عقلانی و منطقی عمل می کرد یا این طور وانمود میکرد که این گونه رفتار با ذات هنرمند جماعت در تضاد است.اگر خیلی از این صحنه ها به گفته دوستان ،ساختگی و بازی است ،من می گویم ،اشکالی ندارد چون ما به ضیافت فیلم دیدن دعوت شده ایم و در فیلم نقش بازی کردن رخ می دهد حتی اگر فیلمی مستند باشد.نکته دیگر اینکه این فیلم که فکری قوی پشتش به چشم می خورد ،مرا یاد فیلم 4 سال پیش محمود احمدی نژاد انداخت با این تفاوت که،اگر درفیلم سال 1384 عنوان می شد،احمدی نژاد مردی از جنس مردم،با دیدن فیلم میر حسین با نمایش همان ساده زیستی ها ،این طور می توان نوشت:میر حسین مردی از جنس مردم اما با چاشنی فرهنگ.صحنه هایی که خود میر حسین روبروی دوربین نشسته بود و مستقیم با مردم سخن می گفت بر خلاف فیلم احمدی نژاد ، از نقاط  قوت فیلم محسوب می شد. اگر احمدی نژاد یک تنه خود را به عنوان قهرمان فیلمش به مخاطب معرفی می کرد،میر حسین هیچ وقت در طول فیلم نتوانست قهرمان لقب بگیرد اما در عوض قهرمان این فیلم،مردم بودند که دوربین با نشان دادن تصاویر لانگ شات جمعیت، شکوه را به نمایش می گذاشت.

+ نوشته شده در یکشنبه 10 خرداد1388ساعت 7:47 بعد از ظهر توسط ایمان حیاتی |

فیلم تبلیغاتی اول محمود احمدی نژاد رییس جمهور ایران و کاندیدای دوره دهم ریاست جمهوری جمعه شب ساعت 10 شب، درست مثل جمعه شب هایی  که سریال یوسف پیامبر پخش می شد ،به روی آنتن رفت. کارگردان این اثر جواد شمقدری همان کارگردان فیلم تبلیغاتی چهار سال پیش احمدی نژاد در سال 1384 است؛ با این تفاوت که دیگر احمدی نژا فردی ناشناخته برای مردم نیست و جواد شمقدری اینبار در جایگاه مشاوره هنری رییس جمهور و با کلیه  امکانات این فیلم را ساخته است. اگر 4 سال پیش تماشاگر با روایت سر راست و ساده به دنبال احمدی نژاد راه می افتاد و به سادگی هر چه تمام تر ابعاد مختلف زندگی احمدی نژاد را کشف میکرد،اما تصاویر فیلم جمعه شب چیزتازه ای به تماشاگر نمی داد. ادامه همان رویکرد و عملکرد احمدی نژاد مانند گذشته که بر محور تبلیغات عامه پسند و سفرهای استانی پایه گذاری شده بود. این فیلم چیز تازه ای نصیب بینننده نمی کند؛ در واقع اینها همان تصاویری بودند که مردم بارها در اخبار و دیگر برنامه های تلویزیونی از احمدی نژاد دیده بودند.آن استقبال های با شکوه در سفرهای استانی، دیدارهای چهره به چهره و حضور بی واسطه در میان مردم. می خواهم این را بگویم که مردم انتظار داشتند ابعاد تازه ای از عمل ها و عکس العمل های احمدی نژاد و همراهانش را ببینند اما نه تنها این اتفاق نیفتاد بلکه تصاویر فقط  روی احمدی نژاد زوم بود و بس؛ دیگر از همراهان و یارانش خبری نبود گویی کارگردان می خواهد از احمدی نژاد یک قهرمان تنها بسازد.کارگردان سعی کرده بود از تمام نقاط مثبت کارنامه 4 ساله احمدی نژاد در فیلمش استفاده کند ،نظیر دستگیری ملوانان انگلیسی در آبهای خلیج فارس،پرتاب ماهواره امید،ساخت هواپیمای 140 ، احداث و بهره برداری راه ها و مسئله هسته ای که خیلی روی آن مانور می داد اما در 2 مرحله همه اینها را که خوب به هم چفت کرده بود،خراب نمود. یکی آنجا که احمدی نژاد را در آمریکا و در محل دیدار با ایرانیان مقیم آمریکا نشان میداد که فردی که معلوم بود آدم حسابی ست از احمدی نژاد سوال میکرد ،مطمئنی راهی را  که  در زمینه هسته ای می روی ،درست است و احمدی نژاد به آن فرد نخبه گفت(نگرانی،نگران نباش،ایرانه.... ایرانه...) و دیگر ضربه موقعی بود که شمقدری در یک گفتگوی رو در رو با احمدی نژاد حضور داشت و باعث از حس و حال افتادن فیلم می شد . درحقیقت این صحنه ها وصله نچسب فیلم بود؛ در پاره ای از موارد نیز احمدی نژاد جواب شمقدری را نمی داد.اما هر چه بود فیلم بر بستری از احساسات بنا شده بود ،در حالی که در برخی از صحنه ها بغض گلوی آدم را می فشرد، مخصوصا صحنه ای که دوربین به خانه تازه ساخته شده  ی پیر زنی در ایلام سرک کشید  و آن صحنه ای که دخترک شهیدی خود را به احمدی نژاد رساند و گفت من او را از بابای شهیدم بیشتر دوست دارم.در همین اثنا بود که اشک مادر بزرگ ما هم سرازیر شد و گفت من به احمدی نژاد رای می دهم.این فیلم،فیلمی نبود که بتواند آرای زیادی را برای احمدی نژاد جمع آوری کند،اتفاقی که در سال 1384 برای احمدی نژاد افتاد .این فیلم ،فیلمی نیست که تا  آخرین روزهای انتخابات با وجود 13 روز تا روز رای گیری در ذهن مخاطب بماند.اگر این فیلم 2 ساعت فبل از انتخابات پخش می شد شاید می توانست احساسات مردم در رای به احمدی نژاد به خروش آورد.حال منتظر می مانیم تا فیلم دوم تبلیغاتی محمود احمدی نژاد را نظاره گر باشیم

+ نوشته شده در شنبه 9 خرداد1388ساعت 1:57 قبل از ظهر توسط ایمان حیاتی |

به جای مقدمه: سید مهدی حسین زاده حسینی متولد 1362 در قزوین است. حسین زاده مدرک مهندسی مکانیک خود را از دانشگاه صنعتی اصفهان  اخذ کرده است و هم اینک یکی از فیلمسازان با استعداد شهر قزوین است که در کنار کارگردانی به تدوین ،عکاسی و فیلمنامه نویسی کوتاه نیز می پردازد. ورود او به وادی هنر هفتم  با ورودش به دانشگاه مصادف می شود ؛ برگزاری هفته فیلم در دانشگاه و ساخت فیلمی مستند برای دانشگاه شروع کار این فیلمساز جوان است . در ادامه حسین زاده بعد از اتمام تحصیلات دانشگاهی ،یک دوره آموزش فیلمسازی را در انجمن سینمای جوان قزوین طی می کند. ساخت 4 فیلم کوتاه داستانی و 2 فیلم آموزشی با نام "کشف" در کارنامه هنری او به چشم می خورد . از جمله افتخارات حسین زاده کسب جایزه بهترین فیلم نامه کوتاه تجربی در جشنواره منطقه ای سینمای جوان درشهر بم است. سید مهدی یکی از فیلمسازان با اخلاق و آتیه دار قزوین است، به شرطی که قدر خودش را بداند و در انتخاب هایش دقت نماید. در میان گقتگو بارها ضبط صوت متوقف شد تا درد دل های هر دوی ما تنها در دلمان ثبت شود. او واقعا عاشق زادگاهش ،قزوین است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 8 خرداد1388ساعت 9:44 بعد از ظهر توسط ایمان حیاتی |