1-تولدم مبارک
2-در 9 تیرماه کودکی در خانواده ای متدین و فرهنگی چشم به جهان گشود ؛ نامش را ایمان نهادند.ایمان از سلاله سادات بود و بیشتر سید لقب می گرفت.
3-اولین خرجی که در بدو تولد بر دوش خانواده تحمیل کرد، فطریه بود زیرا در ساعت 2 بعد از ظهر آخرین روز ماه مبارک رمضان در مطب خانم دکتر فتانه رکنی بدنیا آمد.
4-امروز اولین پیامک تبریک روز تولدم را دوست عزیزی در ساعت 6 و 58 دقیقه صبح برایم ارسال کرد و از آنجایی که اینجانب سحرخیز تشریف دارم،نه تنها ناراحت نشدم،بلکه بسیار خوشحال نیز شدم وقتی که بعد از خروج از دبلیو سی با پیامک تبریک این عزیز مواجه شدم چون چراغ اول را روشن کرد، خدا چراغ دلش را روشن کند.
5- یک تشکر نیز از همکارم میکنم که با تمام گوشت تلخی هایش امروز بخاطر روز تولدم،صبحانه بربری خرید اما فکر نکنم اندکی بخاطر دو بربری در صف ایستاده باشد.
6- آخرین باری که جشن تولد باشکوه گرفتم,برمی گردد به سال 1381. تازه به منزل جدید نقل مکان نموده بودیم؛ ما نیز فرصت را غنیمت شماردیم و پیلوت منزل را فرش کردیم و در حالی در آن روزگاران با کنکور دست و پنجه نرم می کردم، تمامی دوستان،آشنایان، همسایه ها و فامیل های وابسته را به بزم دوست داشتنی خود دعوت نمودیم تا به قول روزنامه نگارها، شب باشکوهی را با حضور مدعوین رقم بزنیم. یادش بخیر.
7- در این سال ها بیشتر در یک محفل جمع و جور خانودگی دور هم جمع می شویم و کیکی می پزیم و عکسی می گیریم و بعد راهی رستوران می شویم تا جوجه بروستدی به بدن خسته و رنجور خود بزنیم.
8- تا الان که این پست را می نویسم، سر حال هستم و کیفم کوک است، بعبارتی احوالات ما سر جایش است اما با توجه به تجربه های تاریخی گذشته، شب ها حالمان اندکی دگرگون می شود و از آن جایی که شب چهارشنبه را در پیش داریم لذا آمادگی هر کنش و واکنش و عمل و عکس العملی را از یک بچه سید داشته باشید.
پی نوشت: در ادمه مطلب می توانید عکس هایی از این جوان پا بسن گذاشته را از بدو تولد تا به امروز ببینید.