امروزه عده ای دکتر موسی خانی را فردی مناسب در مدیریت می دانند؛ روزگاری بنده نیز از او به عنوان گلادیاتور نام می بردم اما در عین حال به عملکرد او و مجموعه تحت مدیریتش انتقاداتی داشتم.
یادش بخیر سال 1382 دانشجوی دانشگاه آزاد قزوین بودم، همان سال هایی که اوج کنکور بود و ترازهای دانشگاه آزاد قزوین بالای 6200. آن سال ها دانشگاه جمع و جور بود و تقریبا در باراجین اکثر دانشجویان یکدیگر را می شناختند، در آن سال ها هر 20 قدم، یک دانشجو می دیدی اما امروز هر یک قدم که بر می داری، 20 نفر به آدم تنه می زنند؛ ترازهای دانشگاه بصورت معجزه آسایی پایین آمده، کمیت دانشجویان در حد انفجار است، کیفیت اصلا مهم نیست و سال های اخیر بیشترین بازده مالی را برای دانشگاه به ارمغان آورده است. ساختمان های جدید و خوشگل هر روز مثل قارچ با پول من و تو در دانشگاه آزاد قزوین سبز می شوند، دانشجویانی که در خواب خرگوشی هستند نیز هر روز سبزتر می شوند تا در این هیاهو مدیران دانشگاه آزاد به ریش ما بخندند و به دست پختشان افتخار کنند البته اگر ریش و سبیلی باقی مانده باشد.
دانشگاه آزاد به سیستمی امپریالیستی و دیکتاتوری محض بدل شده است که به هیچ نهاد و ارگانی پاسخگو نیست، طفلک آن جوانانی که آمال خود را در این دانشگاه و دانشگاه هایی از این دست جستجو می کنند.
عیبی ندارد، بگذارید سردمداران این سیستم، اهداف خود را دنبال کنند، بگذاریم دانشجو چشمهایش را ببندد تا با پول و سرمایه این دانشجو برای دیگران دژهای مستحکم بنا شود؛ دانشجو چشمهایش را می بندد و به قول خودش آزادی را فریاد می زند اما به راستی کدام آزادی؟! همان آزادی که با پول ما برایمان جشن فارغ التحصیلی می گیرند یا برایمان جشن ازدواج دانشجویی می گیرند یا همان میتینگ های سیاسی که از دست رنج پدران و مادران شکل می گیرد.
ای کاش! آنهایی که فریاد آزادی و استکبار ستیزی سر می دهند، در زمان فارغ تحصیل شدن، وقتی که نیاز به مهر تاییدیه امور مالی دارند، آن فریادها را بر سر مدیرانی بکشند که از آنها مبلغی بیش از 100 هزار تومان دریافت می کنند؛ در حالی که اسناد مالی دانشجویان هیچ گونه بدهکاری را درج نکرده است، شاید این هزینه ها برای تبلیغات انتخاباتی آقایان است و جالب اینکه پاسخ شفاف و روشنی هم برای دریافت این وجه از سوی مسئولان صورت نمی گیرد و جالب تر این که مبلغی را که به اجبار دانشجویان برای فارغ التحصیل شدن بایستی بپردازند، متفاوت است. امیدوارم مسئولان دانشگاه آزاد قزوین که امروزه به عنوان سمبل آزادی قزوین مطرح هستند، پاسخوی این موضوع باشند.
یک خاطره هم برایتان از دکتر موسی خانی نقل کنم و تمام؛ روزی در محوطه دانشگاه آزاد قزوین، عده ای از دانشجویان که انتقادهایی به عملکرد موسی خانی داشتند،به دور ایشان حلقه زده بودند و شروع به صحبت کرده بودند. دانشجویان از لحاظ کیفی به عملکرد دانشگاه انتقاداتی داشتند. موسی خانی آن روز جوابی به این دانشجویان داد که هنوز بعد از گذشت 5 سال در ذهنم است. او گفت:( ما خودمان می دانیم که دانشگاه آزاد فقط از متولدین دهه 60 می تواند درآمد کسب کند زیرا متولدین دهه 70 کاهش محسوسی داشته اند بنابراین باید دانشگاه را در این چند سال از لحاظ مالی ببندیم).
یکی از دانشجویان که از این صحبت آقای دکتر عصبانی شده بود، گفت:( اگر دانشجویان نباشند، شما هم نیستید).
موسی خانی خنده ای کرد و گفت:( فکر می کنی شما نباشید، من نمی توانم دخل و خرج اینجا را دربیاورم؛ اتفاقا شما که نباشید برای من بهتر است زیرا دفاتر مرکزی و فروش کارخانجات استان قزوین و تهران و زنجان را به اینجا می آورم و اینجا را قطب اقتصادی ایران می کنم).
با این توصیف ها دانشجوی ما بیدار است، شک نکنید.