به جاي مقدمه: امکان ندارد سخن از سينماهاي قزوين به ميان بيايد و هر دل سوخته ي فرهنگ و هنر، به ياد خاطرات ريز و درشت خود نيفتد. سينماهاي قزوين بخشي از هويت فرهنگي اين شهر را تشکيل داده اند و در اين ميان سينما مهتاب يکي از سه سينماي موجود قزوين است که بخشي از هويت خود را وامدار محمد رضا بصيري، مالک آن است. مردي که هنوز هم با عشق از سينما صحبت مي کند، مردي که عمرش را پاي سينماداري در اين شهر کهن و هنردوست گذاشته است، هر چند که قصه اي پر درد دارد، قصه ي اين مرد اصفهاني که بيش از ۵ دهه است در قزوين زندگي مي کند. با ما سفر کنيد به اين تاريک خانه شايد همراه شدن در قديمي ترين سينماي موجود شهر که اينک بازسازي شده، لذتي دو چندان برايتان داشته باشد؛ درست مثل لذت تماشاي فيلم "سينما پاراديزو". چه حس خوبي به آدم دست مي دهد وقتي بغض گلوي آدم را فشار مي دهد.آري ما ايراني ها عاشق حس و حال نوستالژيک هستيم. هنوز هم هر روز صبح ساعت ۸، سينماي بازسازي شده ي مهتاب چراغ هايش را روشن کند تا مامني باشد براي عشاق فيلم.
«این جوان برای این مملکت جنگیده برای تو... برای شما که حالا تو این آکواریم راحت نشسته اید.» این آخرین حرف های حاج کاظم، پیش از گروگانگیری در بازی مرگبار فیلم «آژانس شیشه ای» است. هفته دفاع مقدس موجب شد، سری به آرشیو فیلم های دفاع مقدس بزنم و این آثار را یک بار دیگر مرور کنم. فیلم هایی که بغض آدم را می ترکاند. این اتفاق مبارک دلیلی برای نگارش این پرونده ویژه شد. در این پرونده، ۵ فیلم برتر، ۵ فیلم پرفروش و ۵ شخصیت اثر گذار سینما ی دفاع مقدس جمع آوری شده است.
در این لیست فیلم وکارکترهای دیگری نیزصد در صد جای می گرفتند؛اماکمبود جا باعث شد تا به عدد ۵ رضایت دهیم که البته انتخاب ۵ فیلم،تصمیم گیری را بسیار سخت تر می نماید.
انتخاب های صورت گرفته با این که سعی شد، منصفانه باشد؛ اما به هر حال نظر شخص نگارنده است؛ البته در این انتخاب ها سه فاکتور در نظر گرفته شده: الف) اهمیت و ماندگاری فیلم ها و شخصیت ها ب) نشانه، نماد یا تصویری تمام قد از یک گروه یا نسل در برهه ی زمانی خاص ج) تاثیر گذاری روی ژانر سینمای جنگ یا همان دفاع مقدس در سینمای ایران. در این پرونده بدون هیچ شرحی، فیلم اخراجی ها در ترین ها جای نگرفته است.

عقاب ها (ساموئل خاچیکیان، ۱۳۶۴)
پرفروش ترین فیلم دفاع مقدس سینمای ایران که در بهترین زمان ممکن ساخته و به نمایش درآمد. در زمان اکران فیلم، رسانه ها هر روز از حماسه آفرینی های خلبانان ایرانی خبر می دادند. استفاده از بازیگران معروف و محبوب از جمله سعید راد که در آخرین لحظات برای ایفای نقش اول انتخاب شد، در کنار ریتم پرکشش فیلم، فیلمنامه جذاب و پرداخت مناسب همه دلایلی بود که موجب گشت، فیلم به مذاق تماشاگر خوش آید و صف های طولانی در کنار سینماهای نمایش دهنده عقاب ها پدید آمد. ساموئل خاچیکیان که از زمان ساخت آخرین فیلم پرفروشش نزدیک به دو دهه می گذشت، در عقاب ها، بنا را بر حادثه پردازی و ایجاد و تعلیق (ژانر مورد علاقه خودش) گذاشته بود؛ هر چند فقراز سرو روی فیلم می بارید و در تمامی صحنه های پرواز هواپیماها، جنگ هوایی با استفاده از فیلم های مستند روی میز مونتاژ ساخته شد؛اما عقاب ها، با ۱۶ میلیون تومان که در اکران اول تهران ، ۳۰ درصد جمعیت ۶ میلیونی تهران فیلم را دیدند، پرفروش ترین فیلم سال ۱۳۶۴ لقب گرفت.

این جوان برای این مملکت جنگیده برای تو... برای شما که حالا تو این آکواریم راحت نشسته اید.» این آخرین حرف های حاج کاظم، پیش از گروگانگیری در بازی مرگبار فیلم «آژانس شیشه ای» است. هفته دفاع مقدس موجب شد، سری به آرشیو فیلم های دفاع مقدس بزنم و این آثار را یک بار دیگر مرور کنم. فیلم هایی که بغض آدم را می ترکاند. این اتفاق مبارک دلیلی برای نگارش این پرونده ویژه شد. در این پرونده، ۵ فیلم برتر، ۵ فیلم پرفروش و ۵ شخصیت اثر گذار سینما ی دفاع مقدس جمع آوری شده است.
در این لیست فیلم وکارکترهای دیگری نیزصد در صد جای می گرفتند؛اماکمبود جا باعث شد تا به عدد ۵ رضایت دهیم که البته انتخاب ۵ فیلم،تصمیم گیری را بسیار سخت تر می نماید.
انتخاب های صورت گرفته با این که سعی شد، منصفانه باشد؛ اما به هر حال نظر شخص نگارنده است؛ البته در این انتخاب ها سه فاکتور در نظر گرفته شده: الف) اهمیت و ماندگاری فیلم ها و شخصیت ها ب) نشانه، نماد یا تصویری تمام قد از یک گروه یا نسل در برهه ی زمانی خاص ج) تاثیر گذاری روی ژانر سینمای جنگ یا همان دفاع مقدس در سینمای ایران. در این پرونده بدون هیچ شرحی، فیلم اخراجی ها در ترین ها جای نگرفته است.

اشاره: محمدرضا شرف الدين متولد ۲۲ مرداد ماه سال ۱۳۳۷ در اصفهان، فارغ التحصيل عكاسي از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران است. وي نخستين بار در سال ۱۳۶۴ با سمت دستيار فيلمبردار در فيلم "قلب كوچك ايمان" تجربه كار سينمايي را آموخت. در كارنامه شرف الدين حرفه جلوه هاي ويژه درخشان تر است. او در رشته عكاسي حرفه اي مشغول تدريس در دانشگاه سوره است. شرف الدين از پايه گذاران اصلي انجمن سينماي دفاع مقدس و هم اکنون رياست اين انجمن بر عهده اوست؛ او در اين سمت ميکوشد از فيلمهاي ارزشي که فيلمنامه آنها کار تحقيقي و مطالعاتي گستردهاي دارد حمايت کند. بنيان تفکر او اين است که سينماي جنگ در دهه هفتاد لطمات اساسي خورده، بهگونهاي که هنوز اثرات آن از بين نرفته است. از اين رو ميکوشد از فيلمهايي که با خردگرايي و با فاصله از جنگ، فرصت انديشيدن به پديده جنگ را به تماشاگرش ميدهد حمايت کرده و به توليد برساند. شرف الدين در بين اهالي سينما به محمد شرف مشهور است. در کارنامه هنري شرف يک بار ايفاي نقش در فيلم "آخرين مرحله" محصول ۱۳۷۴ به چشم مي خورد. او تهيه کنندگي ۸ فيلم سينمايي را هم از سر گذارنده که جنجالي ترين آنها فيلم "آن سه" در سال ۱۳۸۵ بود که جوايز خارجي زيادي را براي شرف، تهيه کننده فيلم به ارمغان آورد. در اين بين تهيه کنندگي فيلم "فرزند صبح" به کارگرداني بهروز افخمي او را سخت درگير اين پروژه نموده، او حاضر شد به خاطر بزرگ شدن بازيگر خردسال فرزند صبح، حدود دو سال فيلمبرداري پروژه را به تاخير بيندازد. فرصتي دست داد تا با شرف سينماي ايران در شهر مقدس قم ديداري صورت پذيرد و ماحصل اين گفتگو ها، مصاحبه اي شد که به مناسبت روز سينما، پيش روي شماست شرف الدين هنوز هم با عشق، از خاطراتش با مرحوم رسول ملاقلي پور ياد مي کند و بهترين فيلم دفاع مقدس سينماي ايران را فيلم "هور در آتش" مي داند.
اشاره: محمود رضا حقيقت متولد ۱۳۵۶ در قزوين است. حقيقت حدود ۱۲ سال است که خوشنويسي مي کند. وي مدرک کارشناسي هنرهاي تجسمي دارد و در حال حاضر دبير آموزش و پرورش است.
مجيد اسفندي، از هنرمندان خوش آتيه ي تئاتر قزوين است. اسفندي، متولد شهر کرج است. شروع فعاليت هنري او از نمايش هاي مدرسه شکل مي گيرد و برحسب اتفاق در سن ۱۰ سالگي وارد دنياي بازيگري در سينما با فيلم"دره شاپرک ها" به کارگرداني "فريال بهزاد" مي شود. روند بازيگري اسفندي، در کانون پرورش فکري کودکان و نوجوان کرج ادامه پيدا مي کند تا اينکه خانواده اش به قزوين نقل مکان مي کنند و اسفندي، کار هنري خود را در قزوين از سر مي گيرد. او تجربه هاي فراواني در زمينه بازيگري و کارگرداني تئاتردارد که از ميان آنها مي توان به نمايش هاي "پايان سفر"، "رسول نينوا"، "سوگواري بر اژدها"، "دل و دمام"، "با تو بهشت" ، "ياس کبود" ،"سوداي صبر" ، "حقيقت تشنه" و نمايش خياباني "معرکه" اشاره کرد.
معاون هنری اداره ارشاد استان قزوین، از افزایش ۳۰ درصدی بودجه هنری استان در سال ۸۸ خبر داد.
کاظم پور با اعلام اين خبر در گفتگویی اختصاصی با بنده که در هفته نامه حدیث نیز به چا رسید، افزود: برنامه های مصوب و خوبی برای هنرمندان استان در دو نیمه سال جاری داریم و بودجه های انجمن هایی چون ادبی عبید، موسیقی و نمایش رشد چشمگیری داشته است.
عبدالعظيم موسوي: هنر نيست كه اپوزيسيون داخل كشور را به اپوزيسيون خارج از نظام تبديل كنيم

مقدمه: در شرايطي كه سيدعبدالعظيم موسوي، روزهاي سختي را در نشريه ولايت پشت سر ميگذارد، با اينحال تقاضاي ما را براي يك مصاحبه داغ پذيرفت. بدين ترتيب قرار مصاحبه با موسوي، مدير مسوول قديميترين نشريه مكتوب حال حاضر استان قزوين رقم خورد؛ البته به دو شرط، يكي اينكه سوالات نيم ساعت قبل از مصاحبه به صورت مكتوب به دستشان برسد و دوم؛ مصاحبه بعد از تنظيم و قبل از صفحهبندي به ايشان نشان داده شود تا احياناً مطلبي منجر به سو برداشت و سو تفاهم نشود. اين دو شرط انجام شد و موسوي، بعد از دو هفته كلمهاي از مصاحبه مكتوب را حذف يا زياد نكرد تا ثابت شود در شرايط سخت هم ميشود دست به قلم شد، تا ثابت شود هنوز قلم برايمان مقدس است.
مصاحبه پيش رو، حاصل گفت و گوي سه ساعته با موسوي ،مديرمسوول نشريه ولايت و به قول خودش رييس جمهور ولايت است. مصاحبهاي كه عيناً از روي نوار كاست بر روي كاغذ نقش بست. در آستانه روز خبرنگار این مصاحبه را تقدیم همه اهالی قلم و خبرنگاران باوجدان می کنم.
اشاره:محمد حسين لطيفي کارگردان نام آشناي سينما و تلويزيون متولد ۱۳۴۱ در تهران است.لطيفي تحصيل کرده ي رشته نقاشي و مجسمه سازي ست و در فيلم"دختر ايروني" به نوعي اداي دين به رشته تحصيلي خود داشته است. شروع فعاليت هاي لطيفي از مرکز سينماي تجربي و نيمه حرفه اي بود و اولين فيلم سينمايي خود را بعد از ۱۴سال تلاش در عرصه هاي مختلف سينما نظير طراحي صحنه و دستيار کارگرداني به نام "سرعت" در سال ۱۳۷۵ ساخت. از لطيفي تا کنون فيلم هاي سينمايي "عينک دودي"، "خوابگاه دختران"، "روز سوم"، "توفيق اجباري" بر پرده سينما ها نقش بسته است.لطيفي در کنار کار در سينما از تلويزيون نيز غافل نبوده است و سريال هاي پر بيننده اي چون" همسايه ها"، "کت جادويي"، "سفر سبز"، "وفا" و "صاحبدلان" از اين کارگردان به روي آنتن رفته است.گفتگوي صميمي و تخصصي با لطيفي در کنار قلعه هاي سر به فلک کشيده الموت در پشت صحنه سريال تاريخي"نردباني به آسمان" شکل گرفت. لطيفي کارگردان با احساس و اخلاق مداري ست و چنان با مهرباني رفتار مي نمود که مجذوب رفتارش شديم.
اشاره:تاریخ دقیقی از سال تولد داریوش کاردان در دست نیست اما کماکان با نشاط و سرزنده است.داریوش کاردان به گفته خودش کارش را با رادیو آغاز کرده است و تا به حال در زمینه گویندگی و مجری گری شاگردان زیادی را در تاجیکستان و ایران تربیت کرده است اما مردم بیش از هر چیز او را با مجموعه های طنز "نورزو ۷۲"، "شبکه سه و نیم" و اجراهای متعددش در تلویزیون به خصوص برنامه "صندلی داغ" می شناسند.کاردان در پشت صحنه سریال"نردبانی به آسمان" در منطقه الموت قزوین ،سر صحنه فیلمبرداری با ما همکلام شد تا دقایقی در مورد جزییات نقشش در سریال"نردبانی به آسمان"، حال و روز طنز سينما و تلویزیون و کاندیدا شدنش در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به گفتگو بنشینیم.کاردان بسیار بذله گو و طناز است اما تشخیص مرز بین شوخی و جدیت او ،کار هر کسی نیست.
براي اداي نماز ظهر وعصر به مسجد جامع قزوين ميروم كه با گروه فيلمبرداري و سازنده مجموعه نردباني به آسمان مواجه ميشوم. در شبكه قزوين بودكه خبر بازديد مسوولان را از پشت صحنه اين سريال ديده بودم ؛اما راستش فكر نميكردم فيلمبرداري كار هنوز ادامه داشته باشد. فرصت راغنيمت ميشمارم وجلو ميروم و محمدحسين لطيفي را در گوشهاي از كار مييابم، بعد از سلام واحوالپرسي، با او و عوامل مجموعه ،قرار يك مصاحبه و گزارش را از پشت صحنه مي گذارم. گويا فردا روز آخر فيلمبرداري است .
من به عباس لطيفي، برادر محمدحسين لطيفي معرفي ميشوم تا فردا به همراه گروه فيلمسازي، عازم روستاي رزجرد براي فيلمبرداري آخرين سكانسهاي شويم. پنجشنبه با عرفان دادخواه ،عكاس خوب شهر، به سوي روستا راه ميافتيم. قرارما ساعت ۱۰ صبح، حسينيه رزجرد است. به حسينيه كه ميرسيم...
به جای مقدمه: سید مهدی حسین زاده حسینی متولد 1362 در قزوین است. حسین زاده مدرک مهندسی مکانیک خود را از دانشگاه صنعتی اصفهان اخذ کرده است و هم اینک یکی از فیلمسازان با استعداد شهر قزوین است که در کنار کارگردانی به تدوین ،عکاسی و فیلمنامه نویسی کوتاه نیز می پردازد. ورود او به وادی هنر هفتم با ورودش به دانشگاه مصادف می شود ؛ برگزاری هفته فیلم در دانشگاه و ساخت فیلمی مستند برای دانشگاه شروع کار این فیلمساز جوان است . در ادامه حسین زاده بعد از اتمام تحصیلات دانشگاهی ،یک دوره آموزش فیلمسازی را در انجمن سینمای جوان قزوین طی می کند. ساخت 4 فیلم کوتاه داستانی و 2 فیلم آموزشی با نام "کشف" در کارنامه هنری او به چشم می خورد . از جمله افتخارات حسین زاده کسب جایزه بهترین فیلم نامه کوتاه تجربی در جشنواره منطقه ای سینمای جوان درشهر بم است. سید مهدی یکی از فیلمسازان با اخلاق و آتیه دار قزوین است، به شرطی که قدر خودش را بداند و در انتخاب هایش دقت نماید. در میان گقتگو بارها ضبط صوت متوقف شد تا درد دل های هر دوی ما تنها در دلمان ثبت شود. او واقعا عاشق زادگاهش ،قزوین است...
بابك سبحانينژاد در تاريخ ۱۳۵۰ به دنيا آمده است. فعاليت هنري خود را از سال ۱۳۶۵ با شعر شروع كرده است. او ليسانس شيمي كاربردي دارد و در كنار تحصيلات آكادميك از سال ۱۳۷۴ دورههاي فيلمنامه نويسي و تئاتر را در محضر اساتيدي؛ چون: حميد سمندريان، سيامك تقيپور، ناصر تقوايي، بهروز افخمي، فريدون فرهودي و فرهاد توحيدي گذرانده است.
سبحانينژاد به گفته خودش اولين فيلمنامه بلند خود را با نام «واكنش» در سال ۱۳۷۸ به سبحان فيلم فروخته است و از آن زمان به بعد وارد كار فيلمنامه نويسي حرفهاي شده است. فيلمنامههاي «سرآغاز يك باغ» (۱۳۸۱) كه از شبكه يك سيما بخش شده و طلاي كثيف از جمله فيلمنامههاي سبحانينژاد هستند. هم اينك نيز فيلمنامهاي از او به نام «فصل بيپروايي» به كارگرداني فريدون جيراني مراحل پيش توليد خود را طي ميكند. سبحانينژاد در كنار فيلمنامهنويسي، نگارش چند نمايشنامه را نيز در كارنامهاش دارد ،او با شعر بيگانه نيست به طوري كه در مركز ادبي عبيد مشغول به فعاليت است...
مسعود ده نمكي از آن دست جوانان جنوب شهري دههي ۶۰ است كه با شروع جنگ تحميلي به سان ديگر جوانان آن روزگار، به جبهههاي دفاع مقدس شتافت و فرمانده دسته همرزمان خود شد.
شايد خيليها در نقد آثار ده نمكي، گوشه چشمي نيز به شخصيت او و روند طي شده تا فيلمسازي ده نمكي داشته باشند. شخصيت ده نمكي ،از خيلي جهات، تشابهاتي با اكبر گنجي و محسن مخلباف دارد كه هر دوي اينها در عنفوان جواني به صف انقلابيون سال ۵۷ پيوستند و تمام فريادهاي خود را كه ناشي از اميال و آرزوهاي از دست رفتهشان بود در خيابانها خالي كردند و بعد از پيروزي انقلاب ،هر كدام بعد از نگاههاي افراطي به يكباره چرخشهاي ۱۸۰ درجهاي از خودنشان دادندو پاي خود را از خط قرمزها فراتر گذاشتند و اينك هر دو ترك وطن نمودهاند تا عبرتي باشند براي همه...
اشاره: محسن آقالر، متولد ۱۳۵۵ در قزوين است. او فعاليت هنري خود را از سال ۱۳۷۳ در انجمن سينماي جوان قزوين، آغاز نموده است. آقالر،از معدود تحصيل كردههاي فيلمسازي استان قزوين است كه به شغل خود عشق ميورزد و با فيلمسازي گذران زندگي ميكند. ساخت چندين فيلم كوتاه و دو مجموعه تلويزيوني در كارنامه هنري او به چشم ميخورد. در كنار فعاليتهاي هنري، از سال ۱۳۸۳ مسووليت سينماي جوان دفتر قزوين را برعهده دارد؛ محلي كه هر ساله پذيراي جوانان علاقهمند به هنر هفتم است تا با دهها اميد و آرزو و سليقه پا به وادي صدا و نور و تصوير بگذارند. مصاحبه صميمي ما شامل دو بخش، فعاليتهاي هنري آقالر و مسووليت ايشان در انجمن سينماي جوان قزوين است...
اولين باري كه نام ناصر ايزدفر را شنيدم، سال ۸۱ بود. يك سال بعد، وقتي كه دانشجوي ترم اول بودم، خيليها براي ساخت فيلمم ، پيشنهاد كردند، سري به انجمن نمايش بزنم و با ناصر ايزدفر، مشورت كنم. اين اتفاق نيفتاد؛ چون فيلمي ساخته نشد؛ اما اولين ديدار من با ناصر ايزدفر در آمفيتئاتر علامه رفيعي به وقوع پيوست؛ همان شبي كه ايشان و گروهش، تئاتر «ماداگاسكار» را روي صحنه داشتند. حال بعد از گذشت ۵ سال، ناصر ايزدفر، شخصي كه احترام زيادي براي او قائل هستم؛ روبروي من نشسته است.
كنعان، سومين اثر ماني حقيقي، بعد از فيلمهاي «آبادان» (۱۳۸۱) و «كارگران مشغول كارند» (۱۳۸۴) است.
ماني حقيقي، فرزند نعمت حقيقي، فيلمبردار قديمي و چيره دست سينماي ايران درس خوانده فلسفه و تحت تاثير آثار مهرجويي نظير «گاو» و «هامون» است.
فيلم آبادان، اثر اول ماني حقيقي، به اكران در نيامد؛ اما فيلم دوم اين كارگردان، كارگران مشغول كارند كه يك فيلم تجربي محسوب ميشود، توانست جايزه سيمرغ بلورين بهترين فيلم نامه را براي حقيقي، از جشنواره فجر به ارمغان آورد. فيلم سوم اين كارگردان كه نظرات متفاوتي را در بين...
در پست قبلی به این موضوع اشاره کردم که شهر قزوین برای میزبانی از فیلم های جشنواره فجر 27 اعلام آمادگی کرده بود و برای این منظور 80 میلیون تومان اعتبار نیاز بود تا این مبلغ به حساب دبیرخانه جشنواره فیلم فجر ریخته شود.
اداره کل ارشاد مبلغ 20 میلیون تومان از این هزینه را متقبل شد و مابقی مبلغ و صدور اجازه این مهم،منوط به تصمیم و مساعدت استانداری قزوین شد که مدیران استانداری تمایلی به این قضیه نداشتند. از آنجایی که استاندار قزوین خود چهره ای فرهنگی است اما ایشان دراین باره کاری انجام ندادند و معاونت برنامه ریزی ایشان نبود اسپانسر را دلیل لغو این موضوع عنوان می کند.گویا شرکت های صنعتی استان هیچ کدام پا جلو نگذاشته اند. سوالی که صاحبان صنایع داشته اند این بوده که از بابت حمایت های مالی از برگزاری جشنواره فیلم فجر در قزوین چه سودی عاید آنها می شود؟
بنده شک دارم به دلیل نبود آدم های فرهنگی و کارشناس خبره در استانداری،کسی توانسته باشد صاحبان صنایع را به سرمایه گذاری در این زمینه ترغیب کرده باشد. یعنی در مدت 2 ماه استانداری نه اسپانسری پیدا کرده است نه خود توانسته است این مبلغ را تهیه کند.
در مورد اسپانسر می توان این گونه گفت که ما در طول 10 روز برگزاری این رخداد بزرگ سینمایی که اکنون نام بین المللی را نیز به دوش می کشد و 63 کشور در این دوره از جشنواره حضور دارند،نتوانستیم شرکت هایی را پیدا کنیم تا 60 میلیون تومان سرمایه گذاری کنند و به نوعی از تبلیغات خود بر سر در سینماهای شهر،صدا و سیمای استانی و تیزر تبلیغی خود در ابتدای نمایش فیلم و همچنین درج شدن نام آنها در بنرها و مطبوعات و ویژه نامه های مکتوب استفاده کنند.حال همین شرکت ها حاضرند در ازای چند روز غرفه در یک نمایشگاه محلی و پخش چند آگهی از صدا و سیمای محلی مبلغی بیش از اینها را پرداخت نمایند؛پس در این مورد کوتاهی شده است.
در مورد این که چرا خود استانداری همت به برگزاری چنین اتفاق خجسته ای برای شهر قزوین نکرده است گویا توجیه اقتصادی قضیه مطرح بوده است؛حال بیایید توجیه اقتصادی این قضیه را مرور کنیم:
از قرار معلوم 2 سینمای ارشاد و بهمن که اتفاقا هر دو نوساز و شکیل هستند برای نمایش آثار در نظر گرفته شده بودند. سینما ارشاد گنجایش 200 نفر را داراست و سینما بهمن 250 نفر. حال 50 نفر از گنجایش سینما بهمن را به اصحاب رسانه و جراید و مدعوین اختصاص دهیم،بعبارتی در هر سانس نمایش 90 دقیقه ای یک فیلم،قزوین دارای 400 صندلی برای مخاطبان است.
از طرفی هر سالن سینمای ما اگر از ساعت 9 صبح طبق برنامه پایتخت شروع به نمایش فیلم ها نماید,2 فیلم در صبح و 6 فیلم در بعد ظهر میتوان نمایش داد( با احتساب 2 ساعت آنتراک برای نماز و نهار). پس می شود بعبارتی هر سالن سینما 8 فیلم در یک روز و اگر این 8 فیلم را ضربدر 2 سالن موجود نماییم ،می شود 16 فیلم در یک روز نمایش در دو سینما و اگر این عدد 16 را ضربدر 10 روز برگزاری این جشنواره نماییم می شود 160 نمایش فیلم و اگر این 160 بدست آمده را در گنجایش سینماها برای هر سانس (یعنی 400 صندلی) ضرب کنیم می شود 64000 نفر نمایش در طول برگزاری جشنواره.حال با احتساب قیمت بلیت 2000 تومانی برای هر فیلم و با اعمال تخفیف 20 درصدی برای دانشجویان و دانش آموزان و فرهنگیان قیمت بلیت 1600 میشود و ما قیمت بلیت را همان 1500 تومان در نظر میگیریم تا رند شود. حال 64000 را در 1500 تومان ضرب کنیم رقمی که حاصل می شود 96 میلیون تومان است.
اما باز عده ای میگویند از کجا معلوم که سالن ها پر شوند. با توجه به شناختی که از بافت قزوین و مردم فرهنگی قزوین است ،این اطمینان وجود دارد که صف های طویلی جلوی سینما ها شکل گیرد و این را می شود در میزبانی قزوین در جشنواره های گذشته فجر که در اوایل دهه 70 به وقوع پیوست گواه گرفت.شهری با 100 هزار نفر دانشجو و نزدیکی به پایتخت موهبت بزرگی برای این شهر است که با جمعیت 70 درصدی جوانان استان قزوین روبرو هستیم. این هم دلایلی برای آن عده که ندانسته بر طبل توجیه های بی پایه و اساس خود می کوبند. طبق قرار داد سینمادارهای پایتخت 30 درصد فروش فیلمها برای سینما دران است و 70 درصد مابقی به حساب جشنواره واریز میشود و آنها نیز این مبالغ را به تهیه کنند گان فیلم ها می دهند. پس در این فرآیند رقمی هم در آمد زایی برای ادارت تابعه استان می شود.برای همین است که میگویند سینما یک صنعت هنری است.
شهرهای شیراز و مشهد همزمان با تهران میزبان جشنواره فیلم فجر هستند و ما قزوینی ها سماق میل می کنیم تا افتخار کنیم که پایلوت گردشگری آسیا هستیم و شیراز با کمک شهرداری و استانداری و اداره کل ارشاد و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خود چنین رویداد مهمی را میزبانی می کند و در کنار آن از همه مهمانان خارجی و داخلی و عوامل فیلم ها و بازیگران و داوران دعوت می کند تا به شیراز سفر کنند.نمی دانم الان کسی از مسئولان مربوطه این چند خط را می خواند یا نه.اما فاصله ما تا دبیر خانه جشنواره فجر در تهران با اتوبوس معمولی 2 ساعت است و شنبه جشنواره فجر استارت می خورد.این فرصت بسیار خوبی برای فرهنگ و هنر قزوین بود یا هست؟
آخرين خبرها حكايت از آن دارد كه قزوين ميزبان نمايش برخي از آثار جشنواره فيلم فجر 27 خواهد بود.
بدين ترتيب علاقهمندان هنر هفتم ميتوانند نمايش همزمان آثار جشنواره فيلم فجر را همزمان با سينماهاي پايتخت شاهد باشند. اگر اين اتفاق بيفتد، يكي از اتفاقهاي مهم چند سال اخير هنر اين شهر است و با توجه به اينكه قزوين پايلوت گردشگري آسيا نيز است، ما ميتوانيم به بهترين شكل ممكن از اين فرصت استفاده نماييم. اين را بدين خاطر ميگويم كه به دليل نزديكي قزوين به پايتخت اين امكان فراهم است تا هنرمندان و داوران داخلي و خارجي را به قزوين دعوت نماييم تا در كنار كنفرانسهاي خبري و جلسات پرسش و پاسخي كه بعد از پايان نمايش فيلم برپا ميشود به معرفي و شناساندن جاذبههاي گردشگري قزوين نيز بپردازيم.
گويا تحقق اين امر نيازمند 80 ميليون تومان اعتبار است كه...
سینما ساخته غرب است و غربی ها سعی دارند از این هنر و صنعت به عنوان یک ابزار و وسیله در جهت نیل به اهداف خود سود ببرند. از این رو در دهه های اخیر شاهد تمرکز غرب بر روی مقوله فیلم و سینما هستیم تا بتوانند با توجه به قدرت جذب مخاطب بالای این هنر- فن به بهترین نحو ممکن به خواسته های خود برسند . آنچه در سینمای غرب اتفاق می افتد این است که آنها انسان های عملگرایی هستند و معتقد به دو اصل مهم : ...
سينما بهمن قزوين چند وقتي است، فيلم «دلداده» را بر پرده خود ميبيند. سينمايي كه در كمترين فضاي ممكن و در كمترين زمان ممكن ساخته شد تا بهترين هديه فرهنگي، براي مردم هنردوست شهر قزوين در دو دهه اخيرباشد؛ اما نبايد از اشكالات مهندسي و معماري داخلي اين سينما صرف نظر كرد، آنجايي كه پرده سينما با وجود نو بودن كيفيت تصوير بالايي ندارد و در چيدمان صندلي دقت لازم و اصولي مبذول نگرديده است؛ به طوري كه اين سينماي ۲۵۰ نفري در ۵ رديف جلو با مشكل ديد مواجه است و در طبقه بالا، ۲۰ درصد پايين پرده سينما مشخص نيست كه با كمي تامل اين نكات ميتوانست مرتفع شود تا ما به سالن سينمايي استاندارد بباليم؛ هر چند كه ساخت اين چنين بنايي با وجود كمبود فضا كاري بس بزرگ است؛ اما يك تماشاگر از سينما تصوير و صداي خوب، صندلي و ديد مناسب و همچنين سيستم تهويه (سرمايش و گرمايش) مطلوب ميخواهد. اميدوارم اين سينما همچنان بااكران آثار خوب و فاخر پاي اهالي هنردوستان فرهنگي شهر را به سينما بكشاند چیزی که از ابتدا جزو اهداف سینما بهمن در اکران فیلم ها عنوان شد تا خلا فیلم های فرهنگی و حتی مخاطب خاص را در قزوین پر کند. در حالي كه ما فيلمهاي «كنعان» و "خواب زمستانی" را نديدهايم و اين فيلمها در اكران سينماهاي كشور هستند، که اتفاقا فیلم های خوب و پرفروشی نیز می باشند و این را از این منظر گفتم که دست اندرکاران این امر فروش ضعیف و اقبال کم مردم را دلیل روی آوردن حوزه هنری به پخش فیلم های تجاری میدانند؛ حال آنکه سینما ملت تنها سینمای دیگر موجود شهر نیز با اکرانی مشترک با سینما بهمن آن نیز فیلم "دلداده" را به نمایش در آورده است با این تواصیف اگر در یک روز تعطیل خواستید به سینما بروید حق انتخابی ندارید .همین است که هست .

اگر تیتر را میخوانید زود نتیجه گیری نکنید ما نه میخواهیم کسی را سقط کنیم و نه احیانا ساقط کنیم.
گویا خبرها و حواشی فیلم آخر ابراهیم حاتمی کیا تمامی ندارد بتازگی تهیهکننده فیلم سینمایی "دعوت" از به بازار آمدن نسخه ویدئویی تازهترین ساخته ابراهیم حاتمیکیا در آینده نزدیک همراه با اپیزود و سکانسهای حذفی آن خبر داد.
محمد پیرهادی در این باره گفت: نسخههای DVD و ویدئویی "دعوت" شامل گفتگو با عوامل، پشت صحنه و اپیزود و سکانسهای حذف شده در حک فیلم تدوین میشود و به زودی همزمان با به بازار آمدن "دعوت" این بسته به طور مستقل به بازار میآید.
وی در ادامه افزود: "دعوت" در جذب مخاطب موفق بود و در شبکه خانگی آن دسته از مخاطبان که نتوانستند فیلم را روی پرده ببینند میتوانند به تماشای آن بنشینند. برای به بازار آمدن این نسخه برنامه تبلیغی داریم تا علاقمندان از زمان عرضه آن باخبر شوند.
تهیهکننده مجموعه تلویزیونی "حلقه سبز" درباره فیلم تازه حاتمیکیا نیز گفت: حاتمیکیا همچنان روی فیلمنامه "قبل از دعوت" کار میکند و تا او از متن راضی نباشد، پیشتولید شروع نمیشود.
فیلم سینمایی "دعوت" با بازی محمدرضا فروتن، مهناز افشار، مریلا زارعی، کتایون ریاحی، سحر جعفری جوزانی،محمد رضا شریفی نیا،گوهر خیر اندیش،رضا بابک،سیامک انصاری،آناهیتا نعمتی آخرین روزهای اکران را پشت سر میگذارد. با این تواصیف از دیگر حواشی جالب این فیلم اظهارات اخیر منیژه حمکت کارگردان "سه زن"خطاب به حاتمی کیا بود که او را فیلمسازی دولتی لقب داد تا موجب شود حاتمی کیا نیز به او پاسخ دهد که خانم فیلمساز آدم با 2 تا فیلمی که ساخته این قدر سر و صدا نمی کند؛ در این هیاهو نیز حاتمی کیا در یک گقتگوی رادیویی با فرزاد حسنی شرکت نمود تا جواب همه منتقدانی را که به فیلم دعوت تاخته بودند را بدهد.نقدی در این باره برای هفته نامه حدیث قزوین نوشتم که میتوانید در ادامه مطلب آن را مشاهده فرمایید...

بار دیگر خدا توفیق داد تا فیلم سه زن ساخته منیژه حکمت را در سینما نوساز بهمن قزوین در روز شنبه به نظاره بنشینم.به لطف بلیت نیم بهای روزهای شنبه و سه شنبه سالن لبریز از جمعیت بود و مجبور شدیم ردیف دوم از جلو بنشینیم تا بار دیگر گردن درد به سراغمان بیاید .
گویا مد شده که هر فیلمی که ساخته میشود نام زن را در عنوان خود به یدک بکشد و شاید این امر ترفندی ست برای جذب جمعیت 70 درصدی جوانان ما اعم از آقا پسرهای عذب و دختران دم بخت که معتقد به آزادی ها و حقوق برابر بین زن و مرد هستند ؛نگاهی به عناوین فیلم هایی چون دو زن،زن زیادی،زن ها فرشنه اند،همیشه پای یک زن در میان است، زندان زنان،(و شاید هم)تیغ زن،مادر زن سلام،و این آخری سه زن از علاقه فیلمسازان به کلمه زن حکایت دارد و شاید این کار یک فرصت تجاری را به فیلم برای فروش بیشتر میدهد .
در تبلیغات فیلم سه زن آمده بود که به دیدن سه زن نروید واین ...

همانطور که در پست قبلی نوشتم بالاخره توانستم دو فیلم آواز گنجشک ها به کارگردانی مجید مجیدی و دعوت به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا را در سینماهای قزوین تماشا کنم که فیلم اول یعنی آواز گنجشک ها را در سینما بهمن قزوین به نظاره نشستم که جا دارد از رییس سابق حوزه هنری قزوین که بانی ساخت این سینما بعد از سالیان سال برای شهر قزوین شد تشکر نمایم سینمای جمع و جوری است که کیفیت صدای خوبی دارد در کنار سیستم تهویه مناسب اما باور بفرمایید این سینمای 250 نفری مدرن، استاندارد نیست ؛ پرده سینما درجه یک نیست و معلوم است که از اجناس درجه چندم چینی میباشد و رنگ ها را به اصطلاح ماسکه میکند و 5 ردیف جلو که آدم مینشیند آرتروز گردن میگیرد(مثل تماشای فیلم به همین سادگی) و در طبقه دوم هم تماشاگر 20 درصد پایین پرده سینما را نمیبیند(مثل فیلم همیشه پای یک زن در میان است) که برق ها رفت و ما 20 دقیقه پایانی فیلم را ندیدیم و بلیت هایمان را پس دادند تا روز دیگر مهمان این سینمای نو ساز بدون ژنراتور برق شویم.همه این ها را گفتم تا مقدمه ای باشد برای فیلم آواز گنجشک ها که به مراتب بهتر و دوست داشتنی تر از فیلم دعوت حاتمی کیا مینمود که بچه های آسمان و رنگ خدا از آثار این کارگردان را در ذهن تداعی میکرد ...

گاهی اوقات حاشیه های موضوعات مختلف از متن ماجرا هم برای ما با اهمیت تر میشوند و در مقوله سینما نیز این امر بیش از پیش پر رنگ تر میشود که بعضا عده زیادی از علاقمندان به سینما بخاطر همین حواشی شیرین و جذاب است که به مقوله فیلم و سینما به معنای عام و خاص علاقمند میشوند،بگذریم از این مطلب که هنوز هستند عده ای که در این وادی بر حسب تفریح و سرگرمی وارد میشوند که به نوبه ی خود نیز ایرادی بر آن وارد نیست اما به شرطه ها و شروطه ها که بحث دراین باره بسیار زیاد است اما دلیلی که مرا واداشت تا این پست را تقدیم خوانندگان نمایم در درجه اول احترام به نظر سرورانم بود که از به روز نمودن گهگاه در این روزگار بر من خورده میگرفتند و دلیل دیگر اجابت بر خواسته آنهایی که میگفتند پس کو آن مطالب سینمایی جذابت.پس این پست تقدیم همه عزیزان...
یکی از بهترین دیالوگهای تاریخ سینما، مربوط به فیلم مورد علاقهی من کازابلانکاست جایی که سروان رینز خطاب به الزا (اینگرید برگمن) میگه: به من گفتن که شما زیباترین زنی هستید که تا حالا به کازابلانکا آمده اما حالا میبینم که باز هم حق مطلب رو ادا نکردن.
شاید بخاطر همین دیالوگ های فوق العاده و احساسات جاری در فیلم است که...
این روزها خیلی خوش به حالمان میشود و برای من که همیشه عاشق کلاس و درس بودم و هستم این بار نیز با یک استاد باسواد مواجه شدم. امید علی مسعودی چهارشنبه 30 مرداد ۱۳۸۷مهمان شهر قزوین بود تا این استاد علوم ارتباطات، علاقمندان و خبرنگاران و روزنامه نگاران را از دانش خود سیراب کند.مسعودی متولد 1337 در خرم آباد است و دانش آموخته کارشناسی ارشد از دانشگاه علامه طباطبایی در رشته علوم ارتباطات و..
سه شنبه 29 مرداد ماه 1387 خانه فرهنگ امیر کبیر به دعوت خانه مطبوعات استان قزوین و در آستانه اختتامیه سومین جشنواره استانی مطبوعات میزبان احمد رضا دالوند مدرس و هنرمند عرصه مطبوعات بود که با حضور علاقمندان ،گرافیست ها،روزنامه نگاران و خبرنگاران و البته صفحه آرایان عرصه مطبوعات محلی همراه بود . دالوند علاوه بر تدریس در رشته گرافیک به صفحه آرایی و طراحی نشریات نیز همت میگمارد که از معروفترین روزنامه هایی که او مسئول صفحه آرایی آن بوده میتوان به روزنامه جامعه اشاره کرد.او هم اینک بیشتر وقت خود را صرف تدریس و نوشتن کتاب جدیدش میکند،ِاو همچنین از منتقدان فعال در زمینه هنر گرافیک است بعلاوه او علاقه زیادی به سینما نیز دارد .
هنرمند متواضعی که سال ها با بیماری سرطان مبارزه کرد و لحظات نابی را برای علاقمندان هنر هفتم زنده کرد بالاخره جاودانه شد تا سهم خود از زندگی را بگیرد
به حتم تاریخ سینمای ایران از این هنرمند متعهد به نیکی یاد میکند .مردی که پیش قدم در هر مراسم فرهنگی و جشنواره سینمایی بود و آرام و با طمانینه با آن صدای جذابش به میان جوانان و اهالی هنر می آمد و بودن بادیگارد و بدون واسطه با دوستداران فرهنگ و هنر به مباحثه می پرداخت و خود را پشت شعا رهای زیبا قائم نمیکرد و تجربیاتش را به نسل های بعد از خود منتقل میکرد .
مردی که او را بیش از هر چیز با نقش بیادماندنی حمید هامون ساخته داریوش مهرجویی میشناسند .
خسرو شکیبایی متولد 1323 در تهران ، تحصیلاتش را در رشته بازیگری در دانشکده هنرهای زیبای تهران به پایان رساند.
با بازی در نقش کوتاهی در فیلم توقیف شده خط قرمز (مسعود کیمیایی، 1361) به سینما آمد. و تا سال 1368 در نقشهایی ظاهر شد. از جمله در فیلمهای دزد و نویسنده، ترن و رابطه . اما از بازی در فیلم هامون (داریوش مهرجویی، 1368) بود که نام خسرو شکیبایی سر زبانها افتاد. او برای بازی بسیار زیبایش در همین فیلم از هشتمین جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین دریافت کرد و تحسین منتقدان و مردم را برانگیخت.
اوایل خرداد ماه بود که مهمان تحریریه هفته نامه تاک قزوین شدم.که یک ساعتی مهمان این عزیزان بودم و پیرامون هنر و سینما و کارهایی فرهنگی وهنری که من طی این مدت انجام داده ام به گفتگو و بحث پرداختیم که من در کل از نتیجه این مصاحبه راضی هستم هر چند که این حق را به یک نشریه می دهم که در چارچوب سیاست های خود بتواند گفتگوها و مصاحبه ها را تنظیم و چاپ کند اما جا دارد از دکتر حسینی و امیر علی رضایی و خانم حسینی کمال تشکر را داشته باشم افراد معتقدی که در این وانفسای روز نامه نگاری با قدرت به کار خود ادامه می دهند و در حالی که اغلب نشریات استانی بدنبال جذب آگهی و رپرتاژ بیشتر هستند این نشریه با داشتن بار مطالب مفید و خواندنی گاه بدون هیچ آگهی و رپرتاژی منتشر میشود و حتی در گفتگوها و مصاحبه هایش به بعد انسانی قضیه نگاه می کند نه بعنوان کسب در آمد و منافع شخصی .دست مریزاد می گویم به این عزیزان و مطمئنا اگر اسم این هفته نامه چیزی غیر از این بود و متعلق به منطقه خاصی نبود بیش ازاین در میان مردم جای باز میکرد .و امیدوارم این نشریه که افراد با ایمانی در آن قلم می زنند بیش از پیش در کارشان موفق باشند و با ویراستاری خوب و بموقع و درج مطالب زیبا برای هر سلیقه ای و نبود غلط های املایی مخاطبان بیشتری را جذب نمایند.

چهارشنبه اول خرداد ماه، ساعت ۱۸ نگارخانه مهر حوزه هنری افتتاحیه نمایشگاه عکس آقای حضرتی بود؛ که سه دهه در بطن فرهنگ و هنر این مملکت خدمت کرده است.آقای حضرتی همسایه قدیم ما، از افراد تحصیل کرده و روشنفکر شهر قزوین می باشد که عمده فعالیت های او در این روزگاران به عکاسی و پژوهش می گذرد.گویا او ساختمان میراث فرهنگی را برای همیشه ترک کرده است و قبای بازنشستگی بر تن کرده تا بیش از پیش به دغدغه های فرهنگی و هنری خود در این وانفسا بپردازد.مردی آرام و متین از جانبازان دفاع مقدس و تحصیل کرده رشته ادبیات که در کنار معاونت سازمان میراث فرهنگی هیچ گاه از مطالعه و پژوهش غافل نشد. از او کتابی مصور و بسیار نفیس با عنوان ( قزوین،آیینه تاریخ و طبیعت ایران) در سال 82 به چاپ رسید .که واقعا آیینه تمام نمای استان قزوین است. اما نمایشگاه اخیر ایشان با محوریت دریاچه ی همیشه جوشان اوان در منطقه الموت است که در طی چهار فصل سوژه عکاسی محمد علی حضرتی قرار گرفته است و زمان عکاسی در طی چند سال انجام شده است که مجموعه ای بی نظیر را برای همه ایران دوستان رقم زده است. به دوستان توصیه می کنم دیدن نمایشگاه را از دست ندهند مگر ما چند تا عکاس با این توانمندی در استان و یا حتی ایران داریم که برای تهیه این مجموعه عمر خود را بگذارند. این نمایشگاه یک هفته پذیرای علاقمندان است.جا دارد یادی بکنم از مادر آقای حضرتی که مانند مادر بزرگی مهربان برای ما می ماند .به او سادات عمه می گفتیم. یادش بخیر کوچه بعد از او رنگ سکوت گرفت هر وقت مرا میدید غرق بوسه میکرد و با من شوخی میکرد و من لحظه شماری میکردم تا عید ، برای شیرینی های سادات عمه و آن آلبالو های خوشمزه که طعم بهشت میداد.

گاهی وقت ها خوابگاه دانشجویی می تواند سقفی برای همه آدم هایی باشد که زندانی درون خود هستند.
پی نوشت:
۱- عکس از ایمان حیاتی ،خوابگاه دانشجویی خواهران،تابستان ۱۳۸۶.
۲- من می خواهم خودم باشم یک آدم معمولی البته با دغدغه های خودم.
۳- ممنون از بزرگواری که مجموعه عکس کلاس و نگاه بنده را به بالاترین فرستاد و سپاسگزار دوست دانشگاهی سابقم هستم که از شیراز زنگ زد و گفت (اجازه میدهی مطالب و عکس هایت را در هفته نامه استانی استفاده کنیم).البته باید عرض کنم که من به قانون کپی رایت در ایران معتقد نیستم چون اصلا چنین قانونی در کشور وجود ندارد و کار از ریشه خراب است، حال ۲ تا نویسنده و عکاس گلوی خود را پاره کنند که ای آقا استفاده از عکس ها و مطالب منوط به اجازه است ، آن هم در فضای آزاد فضای مجازی که جای بحث زیادی دارد و از این جور حرف ها که بنظرم بایستی کار از بن و ریشه اصلاح بشود.اما در مورد خودم باید عرض کنم که عکس هایی به تناوب بر روی وبلاگم قرار میدهم برای استفاده عموم است و برای همین است که قفل نمیگذارم وبر روی آن اسم نمی نویسم و یا از بالا تا پایین بر چسب نمی زنم و در مواردی که اسم بعضی از عکس ها مانند عکس( خودمان باشیم) را بدانم یا کسی بگوید یادداشت می کنم.در ضمن عکس ها در آرشیو موضوعی سینما گنجانده می شوند.
تصویر ۱- اشتباه نکنید اینجا دانشگاه است و درست وسط کلاس برنامه نویسی مطلب ورژن ۷ می باشد.قابل توجه حاج علیرضا برنامه نویس قهار. در ضمن من بهمراه یکی از دوستانم برنامه قبله یاب جهانی را در خرداد۸۶ نوشتیم که بعدا دوستم حمید با استفاده از فرمول های پوآسن و کامل نمودم برنامه آن را در قالب مقاله ای به همایش سازمان نقشه برداری ارائه نمود ،که مقاله اش در بخش پوستری پذیرفته شد و ۲۲ اردیبهشت ۸۷ آن را ارئه میدهد واقعا برنامه تاپی شده.
برای دیدن ما بقی عکس ها به ادامه مطلب بروید...

... و همه چیز در ستایش سینما
این مرد آرام
درست 6 اسفند ماه 1385 به بهانه برگزاری همایش فیلم سازان استان گفتگویی 3 ساعته را با حسن لطفی که بر گردن فرهنگ و هنر شهرمان حق دارد انجام دادم و از آقای لطفی بخاطر قبول دعوت این مصاحبه صمیمی کمال تشکر را دارم مردی آرام و موقر که فکر می کنم اهالی هنر استان همه او را می شناسند و 3 نسل با ایشان علاوه بر سینما و فیلمنامه نویسی، اخلاق و زندگی نیز آموخته اند. این مصاحبه در ویژه نامه یکی از نشریات استان علی رغم میل باطنی ،فقط بخاطر کمبود وقت و به زیر چاپ رفتن بسرعت چاپ شد و خوشحالم که حسن آقا از نتیجه مصاحبه راضی بود تا ما هم سهمی کوچک در این بین داشته باشیم. حال بد ندیدم به مناسبت روز میلاد ایشان بار دیگر این مصاحبه و حرف های زعفرانی مرد همه فن حریف فیلم و سینمای قزوین را مرور کنیم. در فاصله این یکسال اتفاقات زیادی رخ نداده است فقط حسن آقا مشغول نگارش و اتمام کتاب سومش است و در ضمن فیلمی با عنوان
( از سمرقند تا بخارا) را کارگردانی نموده که در مراحل پایانی کار می باشد باید منتظر ماند و دید آخرین فیلم مدرس سینما و منتقد قدیمی چه شده است و تا یادم نرفته بالاخره قزوین هم سینما بهمن را افتتاح شده دید مبارک همه باشد. حسن آقا تولدت مبارک.متن مصاحبه در ادامه مطلب...
دیدن فیلمی از برگمان فقید با عنوان the face برای شروع هفته فکر می کنم خیلی خوب بود یادم باشد پرونده ای برای برگمان در وقتی مناسب تدارک ببینم اما فعلا همین بس که این فیلم نیز مانند دیگر کارهای این کارگردان سوئدی به ایمان به خدا و مرگ می پرداخت و جزء آثار شاهکار برگمان نیست اما دیدن آن خالی از لطف نیست که می خواهد مدام ذهن تماشگر را به چالش بکشاند که آیا سحر و جادو ونیرو های خارق العاده بین مردم عادی وجود دارد و یا اینکه این ها همه کذب است و در برابر قدرت خدا همه تسلیم به مرگ هستیم جالب اینجاست که خود کارگردان مستقیما در پایان فیلم نتیجه گیری می کند و حکم به قدرت لایتناهی خدا میدهد و همه کار های خارق العاده گروه نمایش موجود در شهر را تردستی و حیله عنوان میکند تا یک چیز دیگر را مانند دیگر فیلم هایش یادآوری کند ایمان قوی به خدای یگانه.
فیلم دومی که دیدم : kingdom یا قلمرو پادشاهی به کارگردانی پیتر برگ و بازی جیمی فاکس اسکار گرفته بود که وقایع آن در سال 2004 در کشور عربستان می گذرد . با این که تمام صحنه های فیلم و حتی پایان آن قابل پیش بینی است اما نمی دانم هنوز فیلم ذهن مرا قلقلک می دهد . داستان فیلم درباره یکی از گروه های تروریستی عرب به سر کردگی ابو حمزه یکی از یاران وفادار بن لادن است می باشد که این گروه ثروتمند و بشدت مذهبی بعد 11 سپتامبر طی عملیاتی تروریستی شهرک نشینان آمریکایی شرکت نفت عربستان را در خاک عربستان با بمب گذاری و انتحار میکشند . سپس ماموران اطلاعات آمریکا علی رغم مخالفت های دولت سلطنتی عربستان بالاخره اجازه می یابند به سرپرستی جیمی فاکس با گروهی 4 نفره وارد عربستان میشوند تا عاملین را شناسایی و دستگیر کنندکه در آخر موفق به انجام این کار می شوند اما پیتر برگ انگلیسی تبار در این فیلم خواسته در جایگاهی بی طرفانه قرار بگیرد و با بیان دیدگاه های مسلمانان و آمریکایی های دموکراسی خواه همه چیز را به تماشاگر واگذار کند تا نوید بخش صلحی پایدار در منطقه باشد در لابلای فیلم و بخصوص تیتراژ ابتدایی که به نظر تحمیلی می آید ارجاعات و اشاراتی به ایران نیز می شود و برای مخاطب ایرانی که به نوعی در تضاد و مخالفت با گروه القاعده و سلطنت عربستان قرار دارد بسیار جالب است و من هنوز نتوانسته ام در این فیلم جانب کسی را بگیرم اما چیزی که واضح است این بار نیز هالیوود از قدرت رسانه ای خود به نحو احسن استفاده می کند تا معادلات جهانی را به نفع دموکراسی آمریکایی رقم بزند.
با دیدن این فیلم نا خود آگاه به یاد فیلم عظیم قلمرو بهشت به کارگردانی ریدلی اسکات می افتم . فیلم مهجور مانده ای که در سال۲۰۰۵ ساخت و به جنگ مسلمانان و مسیحیان طی 1000 سال در اورشلیم یا بیت المقدس می پردازد به نظر من این فیلم تا حدودی توانسته بی طرفانه جوانب امر را به نمایش بگذارد و شاید همین امر باعث شد تا هالیوود و جشنواره ها که به نوعی در سیطره امپریالیسم جهانی هستند این فیلم با شکوه را تحویل نگیرند. هنوز هم جمله پایانی فیلم بعد از گذشت سالها از یادم نرفته است که راوی می گوید :
(بعد از گذشت قرن ها و خونریزی های فراوان میان اقوام و مذاهب مختلف بیت المقدس هنوز روی آرامش را ندیده است.)
به سروران عزیزم توصیه می کنم که این دو فیلم را حتما ببینند. در نوشته های بعدی به فیلم های جشنواره فجر26 و حواشی آن به امید خدا خواهم پرداخت.
قصه از کجا شروع شد:
1- دوست گیلانی و عزیزم مازیار زنگ زد و گفت بهمراه پروانه معصومی و تنی چند از دوستداران محیط زیست برای بازدید به تالاب انزلی و مناطق اطراف رفته بودیم. قرار شد فیلم غریبه و مه استاد بیضایی با بازی دست نیافتنی پروانه معصومی را برایش بفرستم.
2- دو روز بعد... پروانه معصومی بانوی محجوب سینمای ایران مهمان برنامه دو قدم مانده به صبح کانال 4 تلویزیون شد.
3- نکوداشت پروانه معصومی در تالار بزرگ کشور با انبوه مدعوین با سردی تمام برگزار شد شاید
سرمای هوا به مراسم هم سرایت کرده بود شاید...


در ستایش او
آن هنگام که رگبار موج نوی سینمای ایران شروع به باریدن کرد و قرار شد تصاویری دیگر از زن ایرانی جایگزین معجون گذشته شود ... یکی از قطرات درشت این رگبار پروانه معصومی بود. او خط روی دیوار را گرفت و سفر به اعماق مه را آغاز کرد تا غریبه را عاشق کند... صدای کلاغ از روی شاخه های خزان زده نوید تولد یک ستاره را میداد. پروانه خانم سال ها بعد بوی گل های داوودی را در همه جا گستراند تا سال ها در سینمای گلخانه ای آن زمان مادری دلسوز باشد . مادری به وسعت همه ایران برای روزگار ملودرام های دم دستی... حتی برای بانوی رگبار ایران.
مصاحبه ای که در زیر آمده در 5 فروردین 1386 در مزرعه خانم معصومی و همسرش در نزدیکی صومعه سرا انجام شده است و اولین بار در سایت گیلانیان و بعد ها در چند روزنامه و مجله به چاپ رسید اما متن کامل را ملاحظه بفرمایید.

گفت و گویی با پروانه معصومی بازیگر سینما و تئاتر و تلویزیون :
رگبار یك شانس بزرگ در زندگی من بود
مصاحبه پروانه معصومی در ادامه مطلب



بالاخره بعد از کلی دوندگی و خسته شدن از این روزگار لعنتی فرصتی دست داد تا بعد از مدتی (تقریبا 2 ماه) سری به دنیای فیلم و سینما بزنم و از این روزمرگی خلاص بشم البته در طی این مدت قسمت هایی از سریال متفاوت و تکه پاره شده ی ساعت شنی و مستند 4 را از تلویزیون دیدم. اما سینما یک چیز دیگریه.
سینما سینماست ...
این روز ها جشنواره فجر 26 با هیئت مدیره جدید سینمایی فارابی آغاز بکار کرده است. بهمین بهانه پرونده عکسی از زوج های سینمایی و ستارگان سینما بهمراه همسرانشان تهیه کردم که در نوع خود بی نظیر است.
و قراره از 17 بهمن با دوستم آقا مجید یکسری از فیلم ها رو که بلیطش را گرفته ببینیم. امیدوارم مثل سال گذشته نباشد که به مجید گفته بودم بلیط فیلم اخراجی ها رو نگیر و گرفته بود. گفته بودم پاداش سکوت و سنتوری را بگیر و گیر نیاورده بود. گفته بودم ستاره ها را بگیر و کافه ستاره را گرفته بود. البته این قضیه در نوع خود جالب و هیجان انگیز است. اما فیلم هایی که نباید دیدن آنها را از دست داد:
خاک آشنا(بهمن فرمان آرا)- آواز گنجشک ها(مجید مجیدی)- همیشه پای یک زن در میان است(کمال تبریزی)- به همین سادگی(رضا میر کریمی)- آتش سبز(محمد رضا اصلانی)- کنعان(مانی حقیقی)
در ضمن در جشنواره امسال بزرگداشت علی حاتمی شاعر سینمای ایران و رسول ملاقلی پور سینما گر عاصی نیز برگزار میشود.
برای شادی روح این دو عزیز سفر کرده لطفا صلوات بفرستید. بقیه عکس ها در ادامه مطلب...
این هم پوستر فیلم سینما پارادیزو فیلم محبوب نسل ها.منتظر مطالب جذاب سینمایی باشید این فقط من باب اشنایی شما می باشد تا دوستی هایمان عمیق تر شود
