<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دغدغه های من</title>
<link>http://imanparadiso.blogfa.com/</link>
<description>زائر دریاها</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 08 Nov 2009 17:11:20 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>افتضاح مالی در دانشگاه آزاد قزوین</title>
<link>http://imanparadiso.blogfa.com/post-121.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امروزه &lt;A href=&quot;http://www.khodabakhsh.info/1388/08/%d8%aa%d8%ab%d8%a8%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%b2%d9%88%db%8c%d9%86%d8%9b-%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%af%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%a2%d8%b3/#comments&quot; target=_blank&gt;عده ای&lt;/A&gt; دکتر موسی خانی را فردی مناسب در مدیریت می دانند؛ روزگاری بنده نیز از او به عنوان &lt;A href=&quot;http://imanparadiso.blogfa.com/post-15.aspx&quot; target=_blank&gt;گلادیاتور&lt;/A&gt; نام می بردم اما در عین حال به عملکرد او و مجموعه تحت مدیریتش انتقاداتی داشتم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یادش بخیر سال 1382 دانشجوی دانشگاه آزاد قزوین بودم، همان سال هایی که اوج کنکور بود و ترازهای دانشگاه آزاد قزوین بالای 6200. آن سال ها دانشگاه جمع و جور بود و تقریبا در باراجین اکثر دانشجویان یکدیگر را می شناختند، در آن سال ها هر 20 قدم، یک دانشجو می دیدی اما امروز هر یک قدم که بر می داری، 20 نفر به آدم تنه می زنند؛ ترازهای دانشگاه بصورت معجزه آسایی پایین آمده، کمیت دانشجویان در حد انفجار است، کیفیت اصلا مهم نیست و سال های اخیر بیشترین بازده مالی را برای دانشگاه به ارمغان آورده است. ساختمان های جدید و خوشگل هر روز مثل قارچ با پول من و تو در دانشگاه آزاد قزوین سبز می شوند، دانشجویانی که در خواب خرگوشی هستند نیز هر روز سبزتر می شوند تا در این هیاهو مدیران دانشگاه آزاد به ریش ما بخندند و به دست پختشان افتخار کنند البته اگر ریش و سبیلی باقی مانده باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دانشگاه آزاد به سیستمی امپریالیستی و دیکتاتوری محض بدل شده است که به هیچ نهاد و ارگانی پاسخگو نیست، طفلک آن جوانانی که آمال خود را در این دانشگاه و دانشگاه هایی از این دست جستجو می کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;عیبی ندارد، بگذارید سردمداران این سیستم، اهداف خود را دنبال کنند، بگذاریم دانشجو چشمهایش را ببندد تا با پول و سرمایه این دانشجو برای دیگران دژهای مستحکم بنا شود؛ دانشجو چشمهایش را می بندد و به قول خودش آزادی را فریاد می زند اما به راستی کدام آزادی؟! همان آزادی که با پول ما برایمان جشن فارغ التحصیلی می گیرند یا برایمان جشن ازدواج دانشجویی می گیرند یا همان میتینگ های سیاسی که از دست رنج پدران و مادران شکل می گیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ای کاش! آنهایی که فریاد آزادی و استکبار ستیزی سر می دهند، در زمان فارغ تحصیل شدن، وقتی که نیاز به مهر تاییدیه امور مالی دارند، آن فریادها را بر سر مدیرانی بکشند که از آنها مبلغی بیش از 100 هزار تومان دریافت می کنند؛ در حالی که اسناد مالی دانشجویان هیچ گونه بدهکاری را درج نکرده است، شاید این هزینه ها برای تبلیغات انتخاباتی آقایان است و جالب اینکه پاسخ شفاف و روشنی هم برای دریافت این وجه از سوی مسئولان صورت نمی گیرد و جالب تر این که مبلغی را که به اجبار دانشجویان برای فارغ التحصیل شدن بایستی بپردازند، متفاوت است. امیدوارم مسئولان دانشگاه آزاد قزوین که امروزه به عنوان سمبل آزادی قزوین مطرح هستند، پاسخوی این موضوع باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یک خاطره هم برایتان از دکتر موسی خانی نقل کنم و تمام؛ روزی در محوطه دانشگاه آزاد قزوین، عده ای از دانشجویان که انتقادهایی به عملکرد موسی خانی داشتند،به دور ایشان حلقه زده بودند و شروع به صحبت کرده بودند. دانشجویان از لحاظ کیفی به عملکرد دانشگاه انتقاداتی داشتند. موسی خانی آن روز جوابی به این دانشجویان داد که هنوز بعد از گذشت 5 سال در ذهنم است. او گفت:( ما خودمان می دانیم که دانشگاه آزاد فقط از متولدین دهه 60 می تواند درآمد کسب کند زیرا متولدین دهه 70 کاهش محسوسی داشته اند بنابراین باید دانشگاه را در این چند سال از لحاظ مالی ببندیم).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یکی از دانشجویان که از این صحبت آقای دکتر عصبانی شده بود، گفت:( اگر دانشجویان نباشند، شما هم نیستید).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;موسی خانی خنده ای کرد و گفت:( فکر می کنی شما نباشید، من نمی توانم دخل و خرج اینجا را دربیاورم؛ اتفاقا شما که نباشید برای من بهتر است زیرا دفاتر مرکزی و فروش کارخانجات استان قزوین و تهران و زنجان را به اینجا می آورم و اینجا را قطب اقتصادی ایران می کنم). &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;با این توصیف ها دانشجوی ما بیدار است، شک نکنید.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 17:11:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=imanparadiso&amp;postid=121</comments>
<dc:creator>imanparadiso</dc:creator>
<guid>http://imanparadiso.blogfa.com/post-121.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مظلوم هستیم اما ضعیف نیستیم</title>
<link>http://imanparadiso.blogfa.com/post-120.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مطلبی در وبلاگ &lt;A href=&quot;http://gahenveshtan.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;به آفرید&lt;/A&gt; و به دنبال آن وبلاگ &lt;A href=&quot;http://amatour.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;آماتور&lt;/A&gt; خواندم که مرا برآن داشت که این چند سطر به رشته تحریر درآید، باشد که تاریخ قضاوت کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1- نویسنده وبلاگ به آفرید و همسر محترمشان آقای... روزگاری، روزنامه نگاران قدری بودند که بنده وقتی دانشجو بودم هر هفته هفته نامه ... را به عشق این می خریدم که مطلبی از آقای ... بخوانم و لذت ببرم. آقای ... در آن روزها سردبیر بود، ایشان جزء خانواده مطبوعات هستند، کمر به نقد مطبوعاتی ها می بندند در صورتی که از نقد خود غافل اند. باید یادآوری کنم سردبیران محترم دیروز و امروز در راستاتی کمک هر چه بیشتر به استثمار روزنامه نگاران و خبرنگاران  قدم برداشته اند. بعبارتی سردبیران دیروز و امروز نقشی توصیف نشدنی در خط دهی در مورد دستمزدهای بچه های تحریریه داشته اند و دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در ضمن از اردیبهشت ماه 1388 به مدت یک ماه به دنبال آقای سردبیر دیروز می گشتم تا با ایشان – که روزگاری خیلی قبولشان داشتم – مصاحبه ای هنری در زمینه شعر و ادب بکنم اما باور بفرمائید این قدر این قرار مصاحبه به امروز و فردا موکول شد که بی خیال قضیه شدم؛ این قضیه از فردی که در سطوح بالای روزنامه نگاری استان بوده، بعید است. شاید ایشان در خیال خود، حقیر را در حد و اندازه ای نمی دیدند که طرف مصاحبه ی ایشان باشم، شاید هم در آن مقطع زمانی به بنده اعتماد نداشتند و به عنوان یک ژورنالیست تبهکار به بنده نگاه می کردند زیرا معتقدم که ژورنالیست جماعت دو گونه اند: یکی تبهکار و دیگری ژورنالیست سالم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شکر خدا و به اذعان آنهایی که از نزدیک با بنده مواجه شده اند و قلم مرا دنبال می کنند، به عنوان یک ژورنالیست سالم شناخته شده ام؛ گواه این مطلب هم مصاحبه های مختلفم با مدیران و مسئولان و هنرمندان است که سال ها به هیچ روزنامه نگاری اعتماد نمی کردند اما حاضر شدند روبروی من بنشینند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2-  عزیزی می گفت روزنامه های استان قزوین، روزی نامه شده اند. این صحبت ها را قبول دارم. اجازه دهید چند جمله ی دیگر هم به آن اضافه کنم؛ سردبیران و مدیر مسئولان قزوین فرق دوغ و دوشاب را نمی دانند. سیستم پفکی مدیر مسئولان نشریات محلی، بر افسار گسیختگی و حرص و طمع و آز عده ای روزنامه نگارنما و خبرنگارنما افزوده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آنهایی که می گویند نشریات استان نان نمی دهند، دروغ بزرگی می گویند و دروغ هر چقدر بزرگ تر باشد، باور پذیرتر است. روزنامه های استان نان می دهند اما به دو یا سه نفر محدود که خودشان هم این موضوع را خوب می دانند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;چطور است خانه های سردبیران و مدیر مسئولان و چند نفر خبرنگار و دبیر خبر- اما شما بخوانید آگهی بگیر و رپرتاژبگیر بیسواد- سال به سال تغییر می کند و بهتر می شود اما یک روزنامه نگار باوجدان و سالم باید به دنبال چندرغاز تومان پول برای پرداخت قبض موبایل، بنزین و هزینه ی ایاب و ذهاب کار روزنامه باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3-  پایان کنسرت گروه مهرگان در 30 مهرماه، یکی از نوازندگان قزوین که در کار هنری قبولش دارم نزد من آمد و گفت: )شما آقای حیاتی هستید که در حدیث می نویسید). گفتم:( بله، در خدمتم). بنده خدا کمی عرق کرد و گفت) : جان عزیزت کمی به هنرمندان بیچاره این شهر کوفتی توجه کنید). مکثی کرد و ادامه داد:( دمت گرم...). گفتم: ( من هر کاری که از دستم برمی آید به نوبه ی خودم انجام می دهم). نوازنده گفت: ( بخدا شما در حدیث پول پارو می کنی، هر کسی را بخواهی به عرش می بری یا هر کسی را بخواهی به زمین می زنی). گفتم:( تا به حال چنین کاری از من دیده ای، در ثانی به همان خدایی که قبولش داری، حاضرم ندید بگویم ، حقوق من از تو کمتر است). نوازنده عزیز گفت:( من کارگر یک کارخانه هستم که برای 6 ساعت کار در روز ماهی 80 هزار تومان می گیرم البته بیمه نیز هستم).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آن لحظه سکوت کردم و نخواستم بیش از این صحبت کنم اما اینجا عرض کنم که حدسم درست بود، روزنامه نگار جماعت چوب دو سر طلاست. با خود می گویم اگر آن لحظه به هنرمند عزیز می گفتم من برای نوشتن یک صفحه هنر و ادب در حدیث یعنی 4 یا 5 شماره نشریه ماهی 0000... هزار تومان بدون بیمه دریافت می کنم، چه حالی می شد. این سه نقطه هم فقط یک عدد است. از گفتن عدد مزبور شرمگین می شوم، بنابراین پیدا کنید پرتقال فروش را. می دانم خنده دار است اما حقیقتی تلخ است که باید گفته شود. با این حال سرم را بالا بگیرم و در این یک سالی که در حدیث هستم و از کارنامه روزنامه نگاریم با افتخار یاد کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اینها را گفتم که بدانید به خاطر هنرمندان این شهر و چند تا آدم با شعور در حدیث مانده ام چون همین یک صفحه هنروادب چنان شوق و اشتیاقی بین اهالی فرهنگ و هنر بوجود آورده و چنان انرژی مثبتی از سوی دیگران دریافت می کنم که از این به بعد همان 0000... هزار تومان را هم نمی گیرم تا این که قدر و منزلتم پیش افراد نان به نرخ روز خور و مهره های سوخته حفظ شود. در ضمن ناگفته نماند اگر افرادی چون آقایان ... و .... نبودند، حتی نمی توانستم قبض موبایلم را پرداخت کنم برای اینکه این افراد دلسوز و هنردوست با دیدن زحمات بنده و لذت بردن از صفحه فرهنگ و هنر، با دادن یک رپرتاژ سیاه و سفید 200 هزار تومانی به روزنامه نگاری کمک می کنند که اگر شخص دیگری دراین جایگاه قرار داشت، شاید در این شلم شوربا به جاده خاکی می زد اما همان رپرتاژ هم 25 درصد درآمدش به روزنامه نگار مظلوم می رسد که روح و روان و چشم خود برای این کار می گذارد. آیا چند سال دیگر کسی از روزنامه نگاری که نه سلامتی دارد، نه بیمه دارد نه حقوق بازنشستگی، سراغی می گیرد. خواهش می کنم که دیگر هیچ سردبیر و مدیر مسئولی از تضییع حقوق کارگران و کارمندان ننویسد، دیگر کسی بیمه های کارگران را پیگیری نکند، دیگری کسی از پوشینه بافت و لامپ الوند و گوشت زیاران و چینی البرز ننویسد. بیایید از رورزنامه نگاران باوجدانی بنویسم که صورتشان را با سیلی سرخ می کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;4-  همان طور که در &lt;A href=&quot;http://imanparadiso.blogfa.com/post-102.aspx&quot; target=_blank&gt;مطلبی&lt;/A&gt; بیان کردم، مقام معظم رهبری فرموده اند: کشور در زمینه مسائلی فرهنگی با مشکل مواجه است. از این رو بحث&quot; جنگ نرم&quot; در بیانات آقا مطرح شد. صحبت از چند و چون جنگ نرم بسیار است اما با نگاهی به دور و اطراف خودمان و نظاره نسل چهارم انقلاب که عاصی و سرکش هستند به خیلی از حقایق پی می بریم؛ به واقع دشمن از راه فرهنگ وهنر وارد میدان شده است تا ملت ها و خرده فرهنگ ها را فلج کند. تا نسل فردا را پوشالی بار بیاورد. به نظرم در بحث مطبوعات و رسانه های مکتوب و مجازی آن هم در حوزه های محلی و استانی، صدا و سیما، اداره ارشاد و خانه مطبوعات بایستی به طور جدی وارد گود شوند. جوانان از راه رسیده اند و پتانسیل های بالقوه ای دارند اما پشت سر عده ای خودخواه و طماع قرار گرفته اند که برای کسب منافع بیشتر اجازه ورود به عرصه مطبوعات و رسانه را به جوانان نمی دهند.  مگر جنگ تحمیلی را چه کسانی اداره کردند، میانگین سن رزمندگان، 24 سال بود و امام(ره)  به آن جوان ها اعتماد کرد و همان نسل جواب اعتماد امامشان را دادند، همان نسل، نسلی بالنده لقب گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ارگان ها و دستگاه های دخیل در این امور بایستی با نظارت نامحسوس راه را برای جوانان باز کنند و نسخه ی آدم ها ی معلوم الحال را بپیچند. این جوانان باید هدایت و حمایت شوند، آنها می توانند موجب خوشحالی رهبرشان  در دهه چهارم انقلاب شوند. این جوانان یاران امام عصرشان هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;5-  درود بر شرف همه ی روزنامه نگاران، خبرنگاران و عکاسان با وجدان و بی ریا؛ آنها مظلوم هستند اما ضعیف نیستند. باور ندارید...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;6-  بزودی هفته نامه اخلاص با قدرت و قوت دور جدید فعالیت های مطبوعاتی اش را با تیم جدید از سر می گیرد. بنده هم قرار است در این نشریه مشغول به کار شوم، امیدوارم بزرگان اخلاص پای حرف هایشان بایستند که اگر این مهم رخ دهد، اتفاقات بزرگی در عرصه مطبوعات استان رقم خواهد خورد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;7- بعضی وقت ها می خواهم ناراحتی هایم را بیرون تف کنم تا کمی آرام شوم؛ امشب یکی از آن بعضی وقت هاست.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 27 Oct 2009 23:23:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=imanparadiso&amp;postid=120</comments>
<dc:creator>imanparadiso</dc:creator>
<guid>http://imanparadiso.blogfa.com/post-120.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سينماي ديني و آفت عوام زدگی </title>
<link>http://imanparadiso.blogfa.com/post-119.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;به بهانه برگزاری هفتمین جشنواره نمایشنامه نویسی و فیلمنامه نویسی رضوی در قزوین&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;هفتمین جشنواره رضوی در رشته نمایشنامه و فیلمنامه، هفته ی آینده 30 مهر ماه در جوار آستان امامزاده حسین(ع) قزوین با معرفی برگزیدگان به کار خود پایان می دهد. &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt; چند صباحی است که بحث سینمای دینی یا همان معناگرا در سینما و سیما بسیار داغ تر از گذشته دنبال می شود؛ اما مطلبی که در این بین فراموش می شود، اهمیت دادن به بحث فیلمنامه است. در واقع فیلم های ما در گام نخست با مشکل فیلمنامه مواجه هستند؛ به عبارتی تحقیق حلقه ی مفقود فیلمنامه است. فیلمنامه بن و ریشه فیلم را شکل می دهد؛ اما در ایران یک ماه روی فیلمنامه وقت می گذارند و یک سال روی ساخت اثر. این مشکلات در بحث سینمای دینی چند برابر می شود؛ چون خمیر مایه ی یک اثر دینی با اعتقادات و باورها و ارزش های جامعه و مردم سرو کار دارد. &lt;/B&gt;&lt;B&gt;برگزاری جشنواره نمایشنامه نویسی و فیلمنامه نویسی رضوی در قزوین بهانه ای شد تا به بحث سینمای دینی و آفت عوامزدگی و ظاهر گرایی بپردازیم، برگزاری چنین جشنواره هایی به خودی خود حرکت ارزنده ای برای کشور و البته شهر قزوین محسوب می شود به شرطی که خروجی این جشنواره را نیز بررسی و تحلیل کنیم.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 21 Oct 2009 13:09:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=imanparadiso&amp;postid=119</comments>
<dc:creator>imanparadiso</dc:creator>
<guid>http://imanparadiso.blogfa.com/post-119.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پديده اي به نام گلزاريسم و ديگر هيچِ هيچ</title>
<link>http://imanparadiso.blogfa.com/post-118.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;نوشتن درباره ي فيلم &quot;دو خواهر&quot; بسيار دشوار است؛ فيلم به اصطلاح كميك دو خواهر براي درک فيلم از سوي مخاطب و هم‌ذات‌پنداري تماشاگر با شخصيت‌هاي آن، تا حد زيادي سطح آگاهي و شعور مخاطب را به سخره گرفته است و مخاطب چاره اي ندارد تا تمهيداتي از قبيل خوردن تخمه و چيپس و پفک بينديشد تا فيلم تمام شود...&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 15 Oct 2009 06:27:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=imanparadiso&amp;postid=118</comments>
<dc:creator>imanparadiso</dc:creator>
<guid>http://imanparadiso.blogfa.com/post-118.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مدیر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان : حاصل اين عصر، انسان هاي پفکي است</title>
<link>http://imanparadiso.blogfa.com/post-117.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;مقدمه: ‏روز جهاني کودک آمد و رفت. اين همان حکايت هميشگي و غريب است؛اما واژه کودک همچنان مظلوم است. سخن در اين باره بسيار است؛ مقاله ها و نقدهاي بسياري در مورد اين موضوع به دستمان رسيد؛ اما با خود گفتيم، هيچ چيز مثل يک مصاحبه با مردي که معلم و مولف چندين کتاب است، مفيد واقع نمي شود. ملک پور متولد ۱۳۵۲ داراي مدرک کارشناسي ارشد در رشته ادبيات فارسي است. وي سابقه تدريس در دانشگاه تربيت معلم را نيز دارد و در سه سال اخير بيشتر وقتش را به امور کودک و نوجوان در کانون پرورش فکري کودکان و نوجوان سپري کرده است. مرکزي که مديريت آن با ملک پور است، ۱۷ شعبه در سراسر استان قزوين دارد و اين گونه که ملک پور مي گويد در زمينه عمراني خوب کار کرده اند؛ اما در بحث کيفيت، خود نيز انتقاداتي دارد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 15 Oct 2009 06:21:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=imanparadiso&amp;postid=117</comments>
<dc:creator>imanparadiso</dc:creator>
<guid>http://imanparadiso.blogfa.com/post-117.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نگاهی به فیلم «زندگی شیرین»؛ موج فیلمفارسی از راه می رسد!</title>
<link>http://imanparadiso.blogfa.com/post-116.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt; با شنیدن نام «زندگی شیرین» هر فرد آشنا به سینما بیش از هر چیز به یاد فیلم «زندگی شیرین» ساخته کارگردان نام آشنا سینما ایتالیا؛ فدریکو فلینی می افتد؛ اما این زندگی شیرین کجا و ساخته فلینی که محصول ۱۹۶۰ است، کجا. &lt;BR&gt;زندگی شیرین ۱۳ امین فیلم قدرت ا... صلح میرزایی در مقام کارگردانی است؛ فیلمی که به شدت تداعی کننده فیلم های فارسی دهه ۴۰ سینمای ایران است. شاید شرایط جامعه امروز ایران می طلبد که چنین فیلمهایی در این روزگار اوج بگیرند؛ جامعه ی خسته که اتفاقات ریز و درشت را در چندماه اخیر از سر گذرانده است. در چنین فضایی فیلمهای دم دستی و باری به هر جهت بر این موج سوار می شوند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 Oct 2009 15:59:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=imanparadiso&amp;postid=116</comments>
<dc:creator>imanparadiso</dc:creator>
<guid>http://imanparadiso.blogfa.com/post-116.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گپ و چاي با محمد رضا بصيري سينمادار قديمي قزوين</title>
<link>http://imanparadiso.blogfa.com/post-115.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;به جاي مقدمه: امکان ندارد سخن از سينماهاي قزوين به ميان بيايد و هر دل سوخته ي فرهنگ و هنر، به ياد خاطرات ريز و درشت خود نيفتد. سينماهاي قزوين بخشي از هويت فرهنگي اين شهر را تشکيل داده اند و در اين ميان سينما مهتاب يکي از سه سينماي موجود قزوين است که بخشي از هويت خود را وامدار محمد رضا بصيري، مالک آن است. مردي که هنوز هم با عشق از سينما صحبت مي کند، مردي که عمرش را پاي سينماداري در اين شهر کهن و هنردوست گذاشته است، هر چند که قصه اي پر درد دارد، قصه ي اين مرد اصفهاني که بيش از ۵ دهه است در قزوين زندگي مي کند. با ما سفر کنيد به اين تاريک خانه شايد همراه شدن در قديمي ترين سينماي موجود شهر که اينک بازسازي شده، لذتي دو چندان برايتان داشته باشد؛ درست مثل لذت تماشاي فيلم &quot;سينما پاراديزو&quot;. چه حس خوبي به آدم دست مي دهد وقتي بغض گلوي آدم را فشار مي دهد.آري ما ايراني ها عاشق حس و حال نوستالژيک هستيم. هنوز هم هر روز صبح ساعت ۸، سينماي بازسازي شده ي مهتاب چراغ هايش را روشن کند تا مامني باشد براي عشاق فيلم.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 Oct 2009 00:30:37 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=imanparadiso&amp;postid=115</comments>
<dc:creator>imanparadiso</dc:creator>
<guid>http://imanparadiso.blogfa.com/post-115.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>محسني، مدير کل تامين اجتماعي استان قزوين: مشکل درمان کشور، جزیره ای عمل کردن است</title>
<link>http://imanparadiso.blogfa.com/post-114.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;عليرضا محسني، از معدود مديران بومي استان قزوين است .او داراي مدرک فوق ليسانس مدیریت دولتي است و ۲۴ سال سابقه فعاليت در سازمان تامين اجتماعي در سطوح مختلف سازمان را دارد. محسني، کارش را از رده هاي پايين تامين اجتماعي با کارشناس درآمد و مطالبات آغاز نمود و اين روند ادامه پيدا کرد تا اينکه وي، بعد از طي سلسه مراتب شغلي به مدير کلي سازمان متبوعش رسيد. محسني، ۱۵ ماه است که مسووليت مديريت تامين اجتماعي بر دوشش است. او در اين مدت از تدريس نيز غافل نبوده و در هر ترم چند واحد از تجربيات و دانش خود را در اختيار دانشجويان رشته مديريت و حسابداري قرار می دهد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 07 Oct 2009 07:28:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=imanparadiso&amp;postid=114</comments>
<dc:creator>imanparadiso</dc:creator>
<guid>http://imanparadiso.blogfa.com/post-114.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پرونده ای ویژه برای سینمای دفاع مقدس؛ بندر مه آلود سینمای دفاع مقدس(۵ شخصیت اثرگذار سینمای دفاع مقدس</title>
<link>http://imanparadiso.blogfa.com/post-113.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;«این جوان برای این مملکت جنگیده برای تو... برای شما که حالا تو این آکواریم راحت نشسته اید.» این آخرین حرف های حاج کاظم، پیش از گروگانگیری در بازی مرگبار فیلم «آژانس شیشه ای» است. هفته دفاع مقدس موجب شد، سری به آرشیو فیلم های دفاع مقدس بزنم و این آثار را یک بار دیگر مرور کنم. فیلم هایی که بغض آدم را می ترکاند. این اتفاق مبارک دلیلی برای نگارش این پرونده ویژه شد. در این پرونده، ۵ فیلم برتر، ۵ فیلم پرفروش و ۵ شخصیت اثر گذار سینما ی دفاع مقدس جمع آوری شده است. &lt;BR&gt;در این لیست فیلم وکارکترهای دیگری نیزصد در صد جای می گرفتند؛اماکمبود جا باعث شد تا به عدد ۵ رضایت دهیم که البته انتخاب ۵ فیلم،تصمیم گیری را بسیار سخت تر می نماید. &lt;BR&gt;انتخاب های صورت گرفته با این که سعی شد، منصفانه باشد؛ اما به هر حال نظر شخص نگارنده است؛ البته در این انتخاب ها سه فاکتور در نظر گرفته شده: الف) اهمیت و ماندگاری فیلم ها و شخصیت ها ب) نشانه، نماد یا تصویری تمام قد از یک گروه یا نسل در برهه ی زمانی خاص ج) تاثیر گذاری روی ژانر سینمای جنگ یا همان دفاع مقدس در سینمای ایران. در این پرونده بدون هیچ شرحی، فیلم اخراجی ها در ترین ها جای نگرفته است.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;جمشید هاشم پور&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.mihanupload.com/images/fnek74yvat6i99xrzclw.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 06 Oct 2009 21:58:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=imanparadiso&amp;postid=113</comments>
<dc:creator>imanparadiso</dc:creator>
<guid>http://imanparadiso.blogfa.com/post-113.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بندر مه آلود سینمای دفاع مقدس(پرفروش ترین فیلم ها)</title>
<link>http://imanparadiso.blogfa.com/post-112.aspx</link>
<description>                                           &lt;STRONG&gt;      پرفروش ترین فیلم ها&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;عقاب ها (ساموئل خاچیکیان، ۱۳۶۴)&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;پرفروش ترین فیلم دفاع مقدس سینمای ایران که در بهترین زمان ممکن ساخته و به نمایش درآمد. در زمان اکران فیلم، رسانه ها هر روز از حماسه آفرینی های خلبانان ایرانی خبر می دادند. استفاده از بازیگران معروف و محبوب از جمله سعید راد که در آخرین لحظات برای ایفای نقش اول انتخاب شد، در کنار ریتم پرکشش فیلم، فیلمنامه جذاب و پرداخت مناسب همه دلایلی بود که موجب گشت، فیلم به مذاق تماشاگر خوش آید و صف های طولانی در کنار سینماهای نمایش دهنده عقاب ها پدید آمد. ساموئل خاچیکیان که از زمان ساخت آخرین فیلم پرفروشش نزدیک به دو دهه می گذشت، در عقاب ها، بنا را بر حادثه پردازی و ایجاد و تعلیق (ژانر مورد علاقه خودش) گذاشته بود؛ هر چند فقراز سرو روی فیلم می بارید و در تمامی صحنه های پرواز هواپیماها، جنگ هوایی با استفاده از فیلم های مستند روی میز مونتاژ ساخته شد؛اما عقاب ها، با ۱۶ میلیون تومان که در اکران اول تهران ، ۳۰ درصد جمعیت ۶ میلیونی تهران فیلم را دیدند، پرفروش ترین فیلم سال ۱۳۶۴ لقب گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;عقاب ها&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.mihanupload.com/images/8caev2nv2vb4rgh1hrwx.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 04 Oct 2009 13:19:07 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=imanparadiso&amp;postid=112</comments>
<dc:creator>imanparadiso</dc:creator>
<guid>http://imanparadiso.blogfa.com/post-112.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
